تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٩٧ - ١٥ - خلافت معتمد
مهتدى ميخواست كه خلافت را رونقى باديد [١٣٥ ر] آيد، و با وجود استيلاى تركان ميسّر نمىشد. يكى از ايشان را بكشت. تركان جمع شدند و حرب كردند. مهتدى بگريخت و بخانه در رفت. از پس او در رفتند و او را بگرفتند و خايهاش بيفشردند تا بمرد، در سنه ستّ و خمسين و مأتين. مدت خلافت او يكسال بود و عمرش سى و هفت سال.
[١٥]- خلافت معتمد
كنيت و نام و نسبش ابو العباس احمد بن المتوكل، در رجب سنه ستّ و خمسين و مأتين با او بيعت كردند. و او مردى ضعيف راى بود و دولت او وضعى عجيب داشت. از خلافت همين نام داشت، و حلّ و عقد طلحه برادرش را بود.
و در ايّام او شخصى ظاهر شد كه او را على بن محمد گفتندى، از فرزندان امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه. و او مردى عاقل و فاضل بود. و در بصره زنگيان بسيار جمع بودند، چنانكه هيچ سرايى نبود كه در آن دو سه نبودى. اين على زنگيان را دعوت كرد، و ايشان را وعدههاى نيكو داد و ايشان را گفت هركه خواجه خود را بكشد، هرچه در آن خانه يابد او را باشد. همه همچنين كردند. زنگيان بر او جمع شدند و او را قوّتى عظيم باديد آمد و بر بصره حاكم شد و توانگر شد.
و چون خبر بدار الخلافه رسيد، [١٣٥ پ] طلحه برادرش را با لشكرى گران بفرستاد، و ميان واسط و بصره هردو لشكر بهم رسيدند، و چند سال مكاوحت[١] مكرر شد. عاقبت لشكر عبّاسيان غالب آمدند و زنگيانرا بكشتند و سر على بن محمد را به بغداد آوردند. گويند عدد لشكر از طرفين دو هزارهزار بود و پانصد هزار.
[١] - ص: بمكاوحت، تج ١٩٠: و چندين سال ميان اين دو طايفه جنگ بود.