تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٨٤ - ٥ - خلافت هارون
[٥]- خلافت هارون
در سنه سبعين و مائه با او بيعت كردند، و او از افاضل خلفا بود. در مدت خلافت يك سال حجّ كردى و يك سال غزا. يك نوبت پياده بحج رفت و صد فقيه را با اهل و عيال ايشان با خود بحجّ برد. و مصاحبت او با علما و فضلا بودى.
در زمان او يحيى بن عبد اللّه بن حسن به طبرستان خروج كرد[١] و او را شوكتى و عدّتى تمام حاصل شد. و رشيد فضل بن يحيى برمكى را با پنجاه هزار سوار به طبرستان فرستاد.
فضل چون آنجا رسيد، با يحيى بن عبد اللّه لطف كرد و كار بجائى رسانيد كه رشيد اماننامهاى بخط خود سوى يحيى فرستاد، و يحيى با فضل بخدمت هارون- الرشيد رفتند. و در [١٢٦ ر] اول او را اكرام كرد، بعد از آن نقض عهد روا داشت و او را بكشت.
و بعضى از حساد موسى بن جعفر، هارون را عرضه داشتند[٢] كه مردم خمس اموال سوى موسى بن جعفر مىفرستند و نيّت خروج دارد. رشيد متغيّر شد، و در آن سال حجّ كرد و به مدينه رفت پيش روضه محمد مصطفى صلى اللّه عليه و سلم بايستاد و گفت يا رسول اللّه موسى بن جعفر ميخواهد كه فتنه در ميان خلق افگند، از حضرت تو اجازت ميطلبم كه او را حبس كنم، تا ماده فتنه منقطع شود.
و موسى بن جعفر را بگرفت و پوشيده به بصره فرستاد و از آنجا به بغداد آوردند.
و هارون از رقّه يحيى بن خالد را فرستاد تا او را بكشد. يحيى به بغداد آمد و چنان نمود كه بمصالح بغداد آمده است. اتّفاقا همان شب موسى وفات يافت. بعد از آن عدول را از كرخ ببردند تا موسى را مرده بديدند، تا گمان نبرند كه او را كشتهاند.
[١] - تج ١٣٨.
[٢] - تج ١٣٩.