تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٠٨ - ٢٨ - خلافت مستظهر
روز بمرد و مقتدى[١] ايمن شد. و در سنه سبع و ثمانين و اربعمائة وفات يافت.
مدت خلافت او نوزده سال بود و عمرش سى و هشت سال.
[٢٨]- خلافت مستظهر[٢]
كنيت او ابو العباس است، در سنه احدى و سبعين و اربعمائة در وجود آمد و در سنه سبع و ثمانين و اربعمائة با او بيعت كردند. و مادر او ترك بود. چون پدرش مقتدى[٣] بمرد، سه روز وفات او را پنهان داشت. و جهت سلطان هديه و خلعت فرستاد [١٤٣ ر] و غرض خود حاصل كرد، آنگاه وفات پدر ظاهر گردانيد.
و در [عهد او] كار ملاحده قوّت گرفت و خوف ايشان در دل مردم افتاد، و مقدّم ايشان حسن بن صباح بوده اصلش از مرو بود، به مصر رفت و با اهل بيت دعوى كرد.
و در كشتن مردم طريقههاى پوشيده اختراع كردند، چنانكه كودك بفرستادندى تا پيش شخصى مدتها خدمت كردى، ناگاه فرصتى نگاه داشتى و او را بكشتى.
گويند باطنيان از اتابك شيراز برنجيدند، مكتوب بدو نوشتند كه كشتن تو پيش ما آسان است، اگر باور ندارى از ركابدار بپرس كه تا با تو بگويد. و كس بركابدار فرستاد كه حال خويش با اتابك بگو! و ركابدار از كودكى باز خدمت اتابك ميكرد، و بدو اعتماد تمام داشت. ازو حال پرسيد. گفت راست ميگويند و من از آن ايشانم و اگر در باب اتابك حكمى فرمايند، نتوانم كه درحال بجاى نيارم. اتابك به باطنيان نامه نوشت و عذرها خواست و هدايا فرستاد.
و در سنه احدى و عشرة[٤] و خمسمائه وفات يافت، و مدّت خلافتش بيست و
[١] - ص: قائم.
[٢] - ص: مقتدى( تج ٢٨٨).
[٣] - ص: قائم.
[٤] - طق ٢٦٦: اثنتى عشرة.