تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٤
كاينات و زبده موجودات، صاحب صدر ايوان رسالت، بيت القصيدة ديوان جلالت، خسرو ممالك نبوت، گرمرو مسالك فتوت، خاتم انبيا محمد مصطفى صلوات اللّه عليه؛ كه مستغرقان بحار فطرت را از غرقاب غوايت بساحل هدايت سفينه متابعت او رساند و تشنگان باديه ضلالت را از سرچشمه حيوان رسالت زلال فتوت او سيراب گردانيد، و بر اهل بيت و ياران او كه كواكب افلاك اسلام و مفاتح ابواب ايماناند- باد! شعر:
|
على ارواحهم تحف التحايا |
من اللّه الذى خلق البرايا |
|
ارباب بصيرت را بدلايل ساطعه مقررست و اصحاب معرفت را ببراهين قاطعه مبرهن كه جنس انس بحكم «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ»[١] اكرم مخلوقات و اشرف مصنوعاتاند و قوام حال معاش انسان و عقدرياش ايشان الّا بواسطت سلطان عدلگستر متعذّر و ناممكن.
پس اخص و اشرف موجودات ذوات ملوك باداد تواند بود و سلطنت و دولت منحصر است [٢ پ] بر دنيوى و اخروى، و سلطان عادل ببثّ مرحمت و نثّ معدلت مالك ازمت اين هردو دولت است و هركه دولت اين هردو مملكت را اعتناق فرمود لا محاله منقبت او از كافه موجودات الّا پيغمبر برتر باشد.
و عدل شجرهايست طيّبه كه اصل آن در چمن قدرت و كامگارى و فرع آن بر قلل سلطنت و جهاندارى رسد و هرپادشاهى كه در ترويج اين حال و ترشيح اين نهال بطريق كمال و قانون اعتدال مثال فرمايد، استدامت قواعد اقبال و استقامت دولت بىزوال او از حضرت ذى الجلال عين فرض فرض بايد كرد.
و امروز بحمد اللّه تعالى گوش و گردن گردون بزيور عدل و شفقت پادشاه
[١] - قرآن ١٧: ٧٠