تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٨٥ - ٥ - خلافت هارون
وزارت در ايام هارون بسبب كفايت و مكارم برمكيان رونق گرفت. و چون هارون خليفه شد يحيى خالد را وزارت داد. و برامكه در قديم گبر بودند [١٢٦ پ] و بعد از آن مسلمان شدند. و ايشان را دولتى آراسته بود، و ترتيب كارها بر قانون واجب داشتند و در همه فضايل خاصّه در كرم يگانه بودند.
يحيى بن خالد كاتب رشيد [بود] پيش از خلافت[١] او بفرمان مهدى. و چون هادى خليفه شد خواست كه بيعت از جهت پسر خود جعفر بستاند، برادرش هارون الرشيد را خلع كند. و در ولايت رقّه دو عمل بزرگ بود: يكى هنى و يكى مرى. مهدى هردو را به هرون ميداد بملكيّت، و هارون راضى مىشد.
يحيى او را منع كرد. هادى آن حال بدانست، يحيى را طلب داشت و گفت من ميخواهم كه خلافت از من به جعفر رسد، و هرون خود را خلع نمىكند، و من آنرا از تو ميدانم. يحيى گفت امير المؤمنين را هزار سال عمر باد! اگر وفات دررسد و جعفر كوچك باشد و هارون مخلوع، بنى هاشم بر امامت جعفر نابالغ صبر كنند يا نه؟ گفت نه. [يحيى گفت] پس واجب شد كه اگر هرون وليعهد نبودى امير المؤمنين او را جهت دفع آن محذور وليعهد كردى، تا خلافت بديگران نرسد. هادى بپسنديد و بر عقل و كفايت او آفرين كرد.
و جعفر پسر يحيى مردى فصيح و بليغ بود [١٢٧ ر] و رشيد را انس با جعفر بيش از آن بود كه با فضل. و فضل نيابت پدر كردى. روزى هرون گفت با يحيى: مردم فضل را وزير كوچك ميخوانند و جعفر را وزير نمىگويند. گفت سبب آنكه او نيابت من ميكند. هرون فرمود كه جعفر را نيز كارى فرما تا بدان مشغول شود و من ميخواهم كه ديوان خاتم به جعفر دهم. اما از فضل شرم ميدارم. يحيى در حال به فضل نوشت كه امير المؤمنين ميفرمايد كه انگشترى
[١] - تج ١٤٣، ص: پيش كاتب رشيد پيش از خلافت.