تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢١٣ - ٣٥ - خلافت ظاهر
دور، دايم بودندى.
و لباس فتوّت از شيخ عبد الجبّار بپوشيد. و در اقطار عالم او را رفيقان بودند، و مدارس و ربط و دار الضيافات و قناطر بسيار ساخت [١٤٦ ر].
و سلجوق خاتون دختر ارسلان سلطان روم را بخواست و خلاطيه[١] نام دختر بود. و در ايام او ملك سلجوقيان بكلّى انقراض يافت.
و در آخر عمر امراض متنوّع بر مزاج او عارض شد و هردو چشم او را آب درآمد و علاج قدح كرد. چون از آن خلاص يافت سنگ مثانه پديد آمد و علاج آن جز بشقّ مثانه ميسر نمىشد. ناچار بتحمّل آن الم رضا داد و از آن بيم شفا يافت.
و در سنه اثنين و عشرين و ستّمائة بجوار حقّ پيوست. و مدّت خلافت او چهل و شش سال بود و عمرش شصت و نه سال و دو ماه و بيست روز.
[٣٥]- خلافت ظاهر[٢]
كنيت او ابو نصر است و نام و نسب محمد بن ناصر، مادر او كنيزك بود، التون نام. سنه اثنين و عشرين و ستّمائة در سلخ رمضان خويشان و اركان دولت و معتبران بغداد با او بيعت كردند. غرّه شوال جامه برد پيغمبر ٦ و سلّم بر دوش گرفت، و او در شباك قبه بنشست و وزير بيرون شباك بايستاد و بيعت از خلق بستدند.
و در ايام او قبّههاى مشهد امام موسى و امام جواد رضى اللّه عنهما بسوخت و كس بر كيفيت سوختن آن وقوف نيافت. ظاهر منزعج شد و هم در ساعت به مشهد رفت و بفرمود تا [هم در] روز بعمارت مشغول شدند، و پيش از اتمام [١٤٦ پ] درگذشت. مستنصر آن عمارت را تمام كرد.
[١] - ص: اخلاطيه.
[٢] - ص: ناصر( تج ٣٤٤).