تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٠٠ - ١٨ - خلافت مقتدر
بملاهى گذاشتى، و كارها مهمل ماندى و ضبطى نداشت. ناگاه حسين بن حمدان[١] با جمعى در ايّام مقتدر عباس را بكشتند.
[١٨]- خلافت مقتدر
كنيت او ابو الفضل است و نام و نسبش جعفر بن المعتضد، در سنه خمس و تسعين و مأتين با او بيعت كردند، و در آنوقت سيزده ساله بود. كرم و سماحت بغايت داشت و كار خلافت را رونقى تمام داد. و در سراى او يازده هزار غلام خصىّ بودند، و خزانه او بغايت معمور بود و آن تجمّل و تنعّم كه او داشت از خلفا ديگرى را نبود.
و حسين بن منصور حلاج را در ايام او صلب كردند، و دولت فاطميان در مغرب ظهور يافت.
و دولت ايشان دولتى عظيم بود، و مملكت مغرب در تصرّف ايشان آمد، و آغاز آن در سنه ستّ و تسعين و مأتين بود، و انجام آن در سنه سبع و ستّين و خمسمائة[٢]. چون ديار مغرب [١٣٧ پ] بگرفتند قصد مصر كردند و بگرفتند.
و اول خليفه ايشان مهدى ابو محمد عبيد اللّه بن احمد بود[٣]. و در زمين قيروان شهرى بنا كرد، مهدويه نام نهاد. و بر اسكندريه حاكم شد، و در سنه اثنين و عشرين و ثلاث مائة بمرد. و از پس او خلفاى فاطميان مىنشستند، تا نوبت بآخرين ايشان برسيد كه لقبش عاضد بود.
و عاضد [به] سبب صغر سنّ تجارب روزگار نيافته بود. اما وزرا و امرا كار مىساختند، تا وقتى كه اسد الدين شيركوه به مصر آمد، بسبب اختلاف امراى عاضد [ا] و بر مصر غالب گشت، اما زود بمرد. و صلاح الدين يوسف بر ملك مستولى
[١] - ص: احمد( تج ١٩٧ و طق ٢٣٣).
[٢] - در ص پيش از اين نيز آمده: و انجام در سنه سبع و تسعين و مأتين بود.
[٣] - ص: ابو محمد بن عبيد اللّه بود( تج ٢٠١ طق ٢٣٦).