تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٥٣ - باب چهارم در معرفت خصالى كه نظام ملك و دولت بمراعات آن منوطست و سعادت دنيا و آخرت بمحامات آن مربوط، مثل عفو و قهر و حزم و تيقظ
باب چهارم در معرفت خصالى كه نظام ملك و دولت بمراعات آن منوطست و سعادت دنيا و آخرت بمحامات آن مربوط، مثل عفو و قهر و حزم و تيقظ
قال اللّه سبحانه و تعالى: «خُذِ الْعَفْوَ»[١] و قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم:
«ينادى مناد يوم القيمة: من كان له على اللّه حق فليقم! فلا يقوم الّا من عفا».
عفو ترك معاتبت جانى است در وقت قدرت و اغماض از زلّات و جرايم ايشان. و اين خصلتى پسنديده و خلقى گزيده است، خاصّه ارباب دولت و اصحاب صولت را. چه تثقيف اود خلق ببأس و بؤس بىصفح و عفو ميسر نشود و جراحت عنف بىمرهم لطف دير مندمل گردد.
و حكّام را رعايت اين دو خصلت اعنى قهر و لطف هريك بجاى خود واجب است. چه اگر بجاى عفو و اغماض قهر و عنف تقديم كرده شود [٣٧ ر] شرعا و عقلا ملوم و معاقب باشد؛ و اگر بكلى جانب حزم و سياست نامرعى ماند ندامت نتيجه دهد. شعر:
|
و وضع النّدى فى موضع السّيف بالعلى |
مضرّ كوضع السّيف فى موضع النّدى |
|
خشونت بىمجاملت در جميع احوال از دايره استحسان بيرون است و عفو و اغماض نيز من كل الوجوه پسنديده نيست. حقّ سبحانه و تعالى اين دو صفت قهر و لطف را كه هريك بجا و وقت خود مستعمل افتد در معرض مدح بيان فرموده، حيث قال: «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ»[٢].
[١] - قرآن ٧: ١٩٨.
[٢] - قرآن ٥: ٥٩.