تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٠٧ - ٢٧ - خلافت مقتدى
ايام بغايت بىرونق بود، چه بويهيان مستولى بودند.
[٢٥]- خلافت قادر
كنيت او ابو العباس است و نام و نسبش احمد بن اسحق[١]. در سنه احدى و ثمانين و ثلاثمائة با او بيعت كردند. و او به بطيحه مىنشست، و از طايع گريخته بود. بهاء الدوله پسر را بطلب قادر فرستاد و خلافت بدو مقرّر گردانيد و طايع[٢] را بدو سپرد. و قادر مردى متديّن و بسيار خير بود، با طايع احسان كرد. مدت خلافت او چهل و يكسال بود و عمرش هشتاد و شش سال، و حال وزراى او معلوم نيست.
[٢٦- خلافت قائم]
و قائم[٣] از افاضل خلفا بود، و بواسطه او وقا [د] ر دولت عباسيان زيادت شد.
[١٤٢ پ] و در ايّام او دولت بويهيان انقراض يافت و دولت سلجوقى ظاهر شد. و در سنه اثنتين و عشرين[٤] و اربعمائة با قائم بيعت كردند.
[٢٧]- خلافت مقتدى[٥]
در سنه سبع و ستّين و اربعمائه با او بيعت كردند، و مقتدى[٦] مردى بلندهمت و كاردان و نيكو تدبير بود. خللها را تدارك كرد، و اهل ذمّت را بفرمود تا غيار بردوختند.
و چون سلطان ملكشاه بعد از وفات نظام الملك به بغداد آمد با مقتدى[٧] متغيّر بود، كس فرستاد كه از بغداد بيرون رو، هركجا خواهى باش! مقتدى[٨] يكماه مهلت طلبيد و سلطان گفت يكروز مهلت ندهم. تاج الملك ابو الغنايم تا ده روز از سلطان جهت خليفه مهلت بستد، و سلطان پيش از انقضاى ده
[١] - تج ٢٥٢.
[٢] - ص: قادر.
[٣] - ص: قادر( تج ٢٥٣).
[٤] - ص:
سبع و ستين( تج ٢٥٣).
[٥] - ص: قائم( تج ٢٨٢).
[٦] - ص: قائم( تج ٢٨٢).
[٧] - ص: قائم( تج ٢٨٢).
[٨] - ص: قائم( تج ٢٨٢).