تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٦٩ - ١٤ - خلافت مروان حمار
ده روز بود. در اول ذى الحجه همين سال وفات يافت، و [او را] بدمشق دفن كردند.
[١٣]- خلافت ابراهيم بن وليد
در سنه عشرين و مائه با ابراهيم بن وليد بيعت كردند، و مدت ملك او هفتاد روز بود. گروهى از بيعت او ابا كردند، و كار او مستقيم نشد و فتنه و اضطراب باديد آمد. بعد از آن مروان بن محمد بن مروان از آذربايجان با لشكر تمام بيامد و ابراهيم را خلع كرد.
[١٤]- خلافت مروان حمار
مروان آخر خلفاى بنى اميه است، مردى دلير و داهى بود، او را جعدى و حمار خوانند. پنج سال و نه روز خلافت كرد، و ذى الحجه سنه اثنى و ثلثين و مائه بر دست عبد اللّه سفاح كشته شد.
و در ايام او عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب بكوفه خروج كرد، و ميان او و ميان امير كوفه چند حرب اتّفاق افتاد. و عاقبت از امير كوفه امان ستد. و بعد از آن جمعى از بنى هاشم بدو پيوستند، و حلوان و همدان و رى و قم و كاشان مستخلص كرد. و مدّتى بدين حال بماند، تا آنگاه [كه] ابو مسلم قوّت گرفت و او را بكشت و دولت عباسيان آشكار شد.
و هم در ايام [او] ابو مسلم به خراسان خروج كرد، و روز عيد جامهاى سياه [١١٦ ر] پوشيده بنام ابراهيم خطبه كرد. و او را ابراهيم امام گفتندى.
و ابو مسلم سرّاجى كردى و نام او عبد الرحمن بود، دوستى بنى هاشم در دلش افتاد. محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس روزى او را بديد، گفت درين جوان مىبينم كه بانى دولت ما خواهد بودن. و چون ضعف بر وى مستولى شد، گفت اجل من نزديك رسيد، و خلافت نزديك است كه بخاندان ما منتقل شود. اگر مرا وفات رسيده باشد، اين كار بپسرم ابراهيم حوالت كردم و اگر او را واقعهاى