تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٨٧ - حكايت
لاذكائها». در سوانح و بوارح حالات از تبعات استعجال احتراز بايد نمود و عاقبت امور را بديده فكرت دوربين نظر كرد. شعر:
|
اذا ما اردت الامر اذرعه كلّه |
و قسه قياس الثوب قبل التقدّم |
|
|
لعلّك تنجو سالما من ندامة |
فلا خير فى امر اتى بالتندّم |
|
تاخير و اصابت و يمن و بركت در ظعن و اقامت و سلم و حرب رفيق و همنشين شما گردد، «و لا يتبعكم هم بشين».
سوم: بر حرص و اكثار مال «كحاطب الليل» اقبال ننماييد، [٦٠ پ] و عروس طبع را «كخاطب الويل» استقبال مكنيد! چه مال مايه سعادت دنيا و آخرت، چون در دست مقبل و عاقل افتد، مدّتى كه از عمر مقدّر مهلتى يابد، اول از آن توشه آخرت، كه «الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى»[١]، بردارد و اعقاب را ذخيره خير باقى گذارد، پس خود و دوستان و زيردستان متمتّع و محتظى شوند. و چون از سراچه غرور كه نوشونيش او اندكى و مال و مالش او يكى، [به] مقام موعود پيوندد، نام او در جريده ايام بخوبى مثبت شود. قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم: «ما لك من مالك الا ما اكلت فافنيت، او لبست فابليت، او تصدّقت فابقيت.
و ما سوى ذالك فلغيرك». شعر:
|
نعم المعين على المروّة للفتى |
مال يصون على التبذّل نفسه |
|
|
لا شىء انفع للفتى من ماله |
يقضى حوائجه و يجلب انسه |
|
چهارم: آنكه پيوسته ساخته حوادث باشيد! كه آن ناگاه واقع شود. تا چون اسباب دفع از پيش انديشه رفته باشد، بىحيرت و دهشت بر مقصد مخلص متصوّر متوجّه شوند، و بواسطه پيشانديشى از غمره عنا و بيداى بلا بساحل امن و امان رسند. شعر: [٦١ ر]
[١] - قران ٨٧: ١٧.