تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢١٤ - ٣٦ - خلافت مستنصر
و گويند مسنّ بود كه با او بيعت كردند و مردم او را تهنيت ميكردند. او ميگفت بقال كه نماز عصر دكان گشايد پيدا باشد كه چه مقدار معامله كند.
و جسر نو بر دجله ظاهر كرد.
و ظاهر روز آدينه در اول رجب سنه ثلاث و عشرين و ستّمائة درگذشت و پسرش مستنصر بر وى نماز كرد، و [او را] به رصّافه دفن كردند. و مدّت خلافتش نه ماه و سيزده روز بود و عمرش پنجاه و دو سال و نيم.
[٣٦- خلافت مستنصر][١]
كنيت او ابو جعفر است و نام و نسب او ابى نصر محمد بن الظاهر. روز شنبه سيزدهم رجب سنه ثلاث و عشرين و ستّمائة با او بيعت كردند و چون بيعت تمام شد، مستنصر برد پيغمبر ٧ در دوش گرفت در قبّه مبايعت نشست و مؤيد- الدين وزير بيرون شباك ايستاده و خلق را كلمه بيعت تلقين ميكرد و هريك را مىگفت بگوييد: «بايعت سيّدنا و مولانا الامام المفترض الطّاعة على جميع الانام ابا جعفر المنصور المستنصر باللّه امير المؤمنين صلوات اللّه عليه على كتاب اللّه و سنّة نبيّه صلوات اللّه عليه و اجتهاد رأيه الشّريف».
و آن روز [كه] خلافت را يافت سى و پنج ساله بود و مردى نيكو و زيرك و عاقل بود و توان [١٤٧ ر] گفتن كه در اولاد عباس از او كريمتر كس نبود، و پس از ايّام رشيد و برامكه، خوشتر از ايام مستنصر نبوده است.
و او را آثار مبرّات از مساجد و اربطه و ضيافتخانه و مدارس و قناطر و خانها چندان است كه هيچ خليفه را نيست.[٢]
اما بزرگترين آثار او مدرسه مستنصريه است كه در اسلام مثل آن كس نساخته است. در چهار مذهب آنجا درس گويند و هريك را سدّه جدا موضوع،
[١] - تج ٣٤٧ در اينجا افتادگى دارد، طق ٢٩٢.
[٢] - تا اينجا در تج نيست.