تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢١٥ - ٣٧ - خلافت مستعصم
و هرطايفهاى [را] شصت فقيه و چهار معيد و يك مدرّس مرتّب باشد. و خزانه كتب را مدرّسى جداگانه، و ده فقيه و يك مدرّس نحو و ده تلميذ با او، و يك مدرّس طبّ و ده تلميذ با او، و هشت فرّاش كه پيوسته ملازمت ميكنند، و چهار بوّاب، و هرمدرسى چهار خدمتكار مرتّب و داعى و قارى و دار القرآن و ايتام و مزمّلائى و حمامى و غيرهم، كه تفصيل آن موجب اطنابست. و بسبب همّت بلند و اعتقاد پاك او اين خير برقرار ماند و اين رونق برفت.
و در زمان او خوارزميان بكناره ساحل رفتند، و مغول مستولى گشت، و جرماغون به بغداد رفت و با اقبال شرابى حرب كرد، ظفر نيافت و بازگشت.
روز آدينه دهم جمادى الآخر سنه اربعين و ستّمائة بجوار حقّ پيوست.
مدت خلافت او هفده [١٤٧ پ] سال و هفت ماه بود. وزير او در اول مؤيد الدين قمى بود، و بعد از مدتى او و پسر او را بگرفت و وزارت به شمس الدين [ابن] الناقد داد.
[٣٧]- خلافت مستعصم[١]
مادر او كنيزك بود هاجر نام بغايت صالحه و ديندار، و در ايّام خلافت پسر حجّ كرد. و در سنه اربعين و ستّمائة با مستعصم بيعت كردند.
و او مردى نيك نفس و متدين بود، اما رايى نداشت، و ميل او بعشرت و تماشا بودى، و اغلب اوقات بخزانه كتب رفتى و آنجا نشستى، اما نه چنانكه فايدهاى علمى باشد.
و عادت خلفا آن بودى كه فرزندان را محبوس داشتندى تا از ايشان فتنهاى حادث نشود. مستنصر سه پسر داشت: اميركبير ابو العباس احمد و امير اوسط ابو الفضايل عبد الرحمن و امير صغير ابو المناقب مبارك.
و چون مستنصر بمرد شرف الدين اقبال شرابى، جهت مستعصم از خلق بيعت
[١] - تج ٣٥٤، طق ٢٩٤.