تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٢٧ - باب هشتم در نتايج خواطر وزرا و حكم ايشان
حواشى و خدم او بىادب باشند. هركه هرگاه در كارها مشورت كند، هرآينه دست بگردن مطلوب درآرد. با شش كس مشورت مكنيد: با شبان و معلم و آنكس كه با زنان بسيار نشيند و كسى كه مهمى دارد و خاطر او مشغول اتمام آن باشد و آنكه آرد در خانه ندارد و آنكه حاقن باشد. از كسى مشورت خواهيد [٨٧ پ] و بصواب ديد [او] امتثال نماييد، كه سه شرط درو موجود باشد:
محبّتى صادق و عقلى كافى و خبرتى تمام، تا احوال نيك و بد تو بازگويد. شعر:
|
خصائص من تشاوره ثلث |
فخذ منها جميعا بالوثيقة |
|
|
وداد خالص، و وفور عقل |
و معرفة بحالك فى الحقيقة |
|
|
فمن حصلت له هذا المعانى |
فتابع رايه و الزم طريقه |
|
هركه سرّ دل خود نپوشد سر در سر سرّ كند. هرچيز را كه خزّان آن بيشتر باشد محفوظتر ماند، الا اسرار كه چندانكه خزانه او بيش يابند ضايعتر بود.
شخصى سخنى پوشيده با فضل برمكى گفت، و گفت: كتمان و اخفا متوقّع است. وزير بجواب او اين بيت برخواند، شعر:
|
و مستودعى سرّا كتمت مكانه |
عن الحسّ خوفا ان ينمّ به الحسّ |
|
|
و خفت عليه من هوى النفس شهرة |
فاودعته فى حيث لا يبلغ النفس |
|
حسن سهل گويد: «اذا انت سمحت بسرّك فغيرك به اسمح». هم او پسر خود را گفت: «يا بنىّ كن جو [ا] دا بالمقال فى مواضع الخلق، ضنينا بالاسرار عن جميع الخلق، فان احمد جود المرء الانفاق فى وجه البرّ، و البخل بمكتوم السرّ».
جوانمردى در همهحال و همهجا مستحسن است [٨٨ ر] الا در اسرار كه جود آنجا بقبح موسوم است و شعار عار دارد.
و كلمهاى چند از منثور حكم كه طباع سليمه وزرا بدان مسامحت كرده است، چون مختصر و پرفايده بود، و در افواه امثال ساير، و در اثناى محاورات