رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٨ - مستعمرات اروپا قبل از دهه ٢٠ قرن بيستم
٤) هلند: اندونيزى را اداره مىكرد.
٥) بلژيك: كنگو را مستعمره گرفته بود.
٦) ايتاليا: طرابلس (ليبى) را.
براى اروپاييان مغرور اين طرز تفكر پيدا شده بود كه تصميم گيرى سفيد پوستان براى ملل غير سفيد پوست، امر طبيعى و عادى مىباشد كه همه بايد بپذيرند!!
استثمار و تاراج ثروت هاى مستعمرات و فقير باقى مانده زير استعمار، همه دستور ازلى خالق انسان ها مىباشد!!
٤٨- جنگ جهانى اول تأثير زيادى در افكار به وجود آورد، و چهار امپراطورى مستعمرين سفيد پوست (اتريش، مجارستان، روسيه و عثمانى) از هم پاشيدند و اوضاع ديگر گون شد.
مردم مستعمرات در جبهه هاى مقدم جنگ اول دولت هاى استعمار گر اروپايى جنگيدند، ولى پس از پيروزى هيچ سودى به حال آنان نكرد و مانند سابق سرزمين هاى شان مستعمره و فقير و مورد استثمار باقى ماند.
بلى تنها نمايندگان سفيد پوست مستعمرات در كانفرانس صلح پس از جنگ اول حضور داشتند.
و تنها نمايندگان آنان به خود مختارى رسيدند و تنها همين ها حق پيوستن به جامعه بين الملل را داشتند، ولى هندى ها و افريقايى ها از اين امتيازات محروم بودند.
٤٩- شرقى ها كه با اين سابقه سوء اروپايى ها باز هم امروز به غربى ها اعتماد مىكنند بسيار ساده لوح هستند! و اما مدافعين شرقى از غرب در عصر ما بالاتر از كم عقلى به ذلت مزدورى هم سردچار مىباشند.
دين و تكنالوژى در خدمت استعمار: صليب سرخ و مبشران مسيحى در مقابل