رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٠ - ٥٢ - دروغ گويى اروپايى ها
حكومت آن جا را به عرب ها مى دهد، فيصل را به عنوان پادشاه سوريه انتخاب كردند؛ ولى فرانسوى ها آن را براى خود مى خواستند و پادشاهى فيصل را قبول نداشتند و پاريس پيش از توافق با انگليسى ها براى سرنگونى وى و تصاحب سوريه، او را به بازديد از ميدان هاى جنگ و اعطاى مدال لژيون دونور كه مهمترين نشان فرانسه است، مفتخر كرده بودند. فيصل سعى كرد با فرانسوى ها بر سر قدرت مبارزه كند، اما فرانسه از او قوى تر بود. توهين واقعى زمانى اتفاق افتاد كه ژنرال فرانسوى مأمور بيرون كردن فيصل از دمشق و شخصى كه مدال لژيون دونور را به او تقديم كرده بود، يك نفر بود. پس جاى تعجب نيست اگر اعراب تمام جابجايى هاى سال ١٩١٩ خاور ميانه را به حساب بخشى از حيله گرى و دورويى اروپاييان بگذارند.
پس از آنچه بر سر سوريه آمد شايد به سختى بتوان شاهزاده فيصل را براى آن كه به جاى بازگشت به خانه و ماتم گرفتن، پيشنهاد بريتانيا را براى پادشاهى منطقهى تازهى تحت قيموميت آن ها كه عراق نام داشت پذيرفته بود، مورد سرزنش قرار داد. فيصل حاكم زيرك و باهوشى بود، او روابطه حسنهى را با انگليسى ها حفظ كرد؛ آن ها شورشيان كُرد عراق را كه قصد تشكيل دولتى مستقل در مناطق كوهستانى داشتند، مورد حمله هوايى قرار داده بودند. در سال ١٩٣٠ فيصل موفق به جلب رضايت انگليسى ها براى خاتمه دادن به قيموميت و بازگشت به وطن شان شد با اين شرط كه عراق دوست و متحد انگلستان باقى بماند، دو سال بعد همين اتفاق افتاد، با كشف ذخاير نفتى فراوان در قلمرو فيصل او ديگر به يكى از چهر هاى با نفوذ منطقهى از جهان تبديل شده بود كه روز به روز بر اهميت آن افزوده مىشد.
٥٣- در حالى كه بريتانيا، فرانسه و فيصل مشغول برنامه ريزى براى آينده سوريه و عراق بودند، حوادث مهمى در ساير نقاط جهان در حال وقوع بود: