رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٦ - مطالب مهمى در مورد ايمان گرايى
كجا خرد گرا[١] خرد گرايى كه داخل دين است. اين تقابل گاهى براى افرادى عرض اندام مىكند كه تازه از لادينى قصد دخول در مرز يك دينى را دارد و مىخواهد از طريق خرد گرايى يا دين گرايى وارد شود، و گاهى اين سوال براى پيروان هوشمند يك دين پيش مىآيد كه فلان عقيده و يا عمل مخالف عقل نظرى يا عملى را بپذيرد يانه؟
تفصيل اين مسأله به ملاحظه ذكر مصاديق آن (مطابق دين و مخالف خرد) در أديان مشهور آسمانى و مذاهب متعدد آن ها نياز به تأليف چندين كتاب قطور دارد كه جماعتى در تأليف آن بايد بذل مساعى نمايند.
با اجازه خوانندگان من اينجا نظر شخصى خود را بيان مى كنم و تا حدودى نزاكت ها را مد نظر قرار مى دهم:
١- اگر چيزى در متون دينى يابيده شود كه مخالف عقل نظرى است چنانچه ثبوت آن در دين ظنى و غير مقطوع باشد بايد آن را نپذيرفت و به گوينده اش ارجاع داد؛ مانند حديثىكه مىگويد خداوند پاى خود را در جهنم داخل مىكند. حكم قطعى عقل دليل مىشود كه حديث جعلى و ساختهگى است و يا اشتباهى از راوى و يا نويسنده كتاب. و اگر ثبوت آن در دين قطعى است بايد آن را تأويل برد و اگر قابل تأويل نباشد بايد آن دين را باطل دانست، مانند تثليث نصارى كه اگر از اصول قطعى نصرانيت باشد دين نصرانيت را از أساس باطل مىكند، و اگر از اصول قطعى بعضى از مذاهب آن باشد آن مذهب بطور قطعى باطل مىشود هر چند دليل ديگرى بر ابطال خود نداشته باشد.
بلى عقل نظرى به براهين متعدد واجب الوجود را يكى مىداند نه سه تا، عيسى انسان مادى، متولد از مادر و حادث مىباشد و واجب الوجود نه مادى و نه
[١] - ايمان گرايى كه در مقابل عقل گرايى در غرب بكار مى برند به واژه فيد ئيسم از آن تعبير مىشود كه به دلاليل عقلى قابل اثبات نباشد.