رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٢ - خرد گرايى راسيوناليسم
بعنوان ربّ (خالق، رازق، مدبّر، صحت دهنده، فرستنده باران، توسل و استشفاع) شرك است. و اما واسطه قرار دادن پيامبر يا امام و يا ولى به عنوان عبد صالح- نه به عنوان ربّ- هيچ ايرادى ندارد و صحيح است، چون عبادت شمرده نمىشود، خصوصاً كه ارواح انبياء قدرت وساطت و شفاعت را دارند.
كفار قريش كه محكوم به شرك شدند اولًا به اين دليل بود كه غير خداوند را أولياء و سر پرستان خود قرار داده بودند كه شرك در خالقيت و مؤثريت و تدبير است. و ثانياً كه اين أولياء را به عنوان ربّ و مدبّر (كه از كلمه مانعبدهم الّا ..) استفاده مىشود مورد سوال و ستشفاع قرار داده بودند و عبادت غير خدا شرك به خدا در عبادت است.
از آيه مباركه «وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى». (زمر: ٣) عنصر سومى به نام واسطه و شفيعى كه نه ولى- ربّ كوچك در حوادث روز مره پنداشته شود- و نه معبود باشد، هر گز استفاده نمىشود تا اينكه توسل به او شرك و يا حرام باشد. و اين عنصر سوم دلبر اختراعى جهالت، يا ضلالت افراطيان است. عصمنا الله منه.
هر خواننده هوشمند تاچه رسد به دانشمند- اگر در اين نوشته مختصر- فكر كند تمام نوشته هاى شيخ مذكور در نظرش از أساس ويران و باطل مىشود (كسراب بقيعة يحسبها الظمئان ماء ..) و الحمد لله على هدايته لدينه و التوفيق لما دعا اليه من سبيله. الحمد لله الذى هدانا لهذا و ما كنا نهتدى لولاأن هدانا الله.
خرد گرايى= راسيوناليسم
عقل گرايى در فلسفه بر ادراك كليات و در برابر تجربه و آزمايش امور جزيى در روزگار ما اطلاق مىشود، وقتى عقل و خرد در امور نظرى[١] از
[١] - چون قضاياى ضرورى نيازى به استدلال ندارد.