رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٢ - بازهم آراى صاحب نظران در تبيين فرهنگ و تمدن(٢)
و صاحبان كارخانه هاى توليدى و دانشمندان متخصص دينى در رشته هاى متعدد دينى و سياست مداران ماهر و متخصصين علوم تجربى و علوم انسانى و هنر هاى متنوع مىتوان تعريف كرد.
گاهى گفته مى شود تمدن و فرهنگ دوران هايى، مفهوم و احدى داشتند، و ادعا مى شود آلمانى ها خواستند ميان اين دو جدايى بوجود آورند، تمدن را با كار برد عينى فنى و اطلاعاتى جامعه، و فرهنگ را با أمور ذهنى مثل دين و فلسفه و هنر يكى دانستند، در اين نظر:
- تمدن انباشت پذير و بازگشت نا پذير است و اجزاى فرهنگ بسيار ديگرگونى پذير هستند.
- فرهنگ مجموعه محصولات و كار كردها، نظام دينى و اخلاقى و اجتماعى، رسوم، باورهاى يك يا چند قوم كه بيشتر آن ها را تمدن مى نامند.
- فرهنگ: گنجينه انباشته از آفرينندگى بشر است مانند كتاب ها، نقاشى ها و بناها، و هماهنگ نمودن با محيط انسانى و طبيعى و رسوم و نظام آداب و فضيلت هاى اخلاقى و دين و محاسن و قبايح.
- فرهنگ: مجموعه هم بستهى از كردار و باورها كه از راه جامعه به ارث رسيده و بافت زندگىما را مىسازد.
- همه تمدن ها و از جمله، تمدن هاى بزرگ امروزى و عهد باستان، فقط نمونه هاى خاصى از فرهنگ به شمار مىروند كه از نظر كميت محتوايى شان و پيچيده گى الگويى شان از همديگر متمايز اند، ولى از لحاظ كيفيت بافرهنگ اقوام به اصطلاح نا متمدن فرقى ندارند.
- كلّيّت در هم تنيدهىكه از رفتار ارتباطىكه نژاد و بشر پرورانده است و نسل به نسل آموخته مىشود. هيچ فرهنگى را به دقت نمىتوان اندازه گيرى دقيقى كرد.