رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٤ - پارك هاى كشتار لبنان
كه از سواحل شنى آن لذت مىبردند يا در كافههاى سبك فرانسوىاش در بيروت، پايتخت شيك و زيباى آن، به تماشاى گذشت زمان مىنشستند، حكم پارك تفريحى خاورميانه را داشت. در سالهاى دههى ٧٠ قرن بيستم، لبنان در اثر جنگ داخلى خانمانسوز متلاشى و بيروت به تلى از خاك تبديل شد.
لبنان در گذشته بخشى از سوريه پس از جنگ جهانى اول به تصرف فرانسوىها در آمد و لبنان از همسايگان خود جدا شد. در سال ١٩٢٦ لبنان صاحب يك جمهورى خود مختار شد. جمعيت لبنان تركيبى از سه گروه است كه آن را از ديگر كشورهاى خاورميانه متمايز مىكند.
١- مسيحيان مارونى: يك فرقهى قديمى مسيحيت كه تا دههى ٦٠ ميلادى حدود نيمى از جمعيت لبنان ار تشكيل مىدادند.
٢- مسلمانان: تركيبى از شيعه و سنى. در سالهاى دههى ٦٠ ميلادى جمعيت مسلمان لبنان بهسرعت افزايش يافت.
٣- دروزىها: فرقهاى از مسلمانان شيعه كه اعتقادات خاص خود را دارند. اكثر مردم شيعه عقايد اسلامى آنها را قبول ندارند.
تمام گروههاى مذهبى لبنان ادعاى اكثريت بودن را دارند. موضوع به اندازهاى حساس است كه از سال ١٩٣٢ تاكنون هيچكس جرئت انجام سرشمارى را به خود نداده است. زيرا نتيجه هر چه كه باشد، مطئناً يكى از گروهها به تقلب در شمارش اعتراض خواهد كرد. چيزى كه مسلم است كاهش جمعيت مسيحيان در طول قرن بيستم است، ولى تلاش براى بهدست آوردن آمار دقيقتر، كار بسيار سختى است.
در سال ١٩٤٣، اين گروهها قانون اساسى را بر اساس تقسيم قدرت وضع كردند كه بيشتر قدرت را به مسيحيان مىداد. اين كار بهنظر منطقى بود، زيرا طبق سرشمارى سال ١٩٣٢، مسيحيان كشور اكثريت جمعيت را تشكيل