رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٧ - ماركسيسم مائوئيستى
ترومن رييسجمهور آمريكا به ژنرال داگلاس مكآرتور دستو اكيد داده بود كه تحت هيچ شرايطى نبايد ازمرز كرهى شمالى عبور كند. مكآرتور كه بيش از حد به تصميمگيرىهاى خود مطمئن بود اين هشدار را ناديده گرفت و به داخل كرهى شمالى و حتى تا مرز چين پيش رفت. پيامد اين حركت هجوم هزاران سرباز چينى به كره و بيرون راندن سربازان سازمان ملل بود. مائو اين حمله را با عنوان قيام خودجوش و اخلاقى چينىها در دفاع از خاك خود در برابر تهديد كاپيتاليسم توجيه كرد (هرچند باور كردنى نبود، ولى به گوش خوشآهنگ مىآمد).
ماركسيسم مائوئيستى
مائو مىدانست كه برخلاف شوروى، محل اصلى استقرار كمونيسم در چين نه كارخانهها كه روستاهاى كشورند. پس براى رسيدن به اين هدف در ابتدا بايد كارهايى را انجام مىداد:
١- كشتن اربابان زمينها: صاحبان زمينها به اتهام سوءاستفاده از دهقانان در جهت منافع خودشان به دادگاههاى ويژه خلقى كشانده شدند. بسيارى از آنها محكوم به مرگ شدند و زمينهاى شان بين دهقانان تقسيم شد.
٢- واگذارى زمين به دهقانان: همهى دهقانها صاحب سهمى از زمينهاى ملاكان محلى مىشدند. بسيارى از آنان بىدرنگ سهم خود را فروختند و پول آن را در جيب گذاشتند. روسها مطمئن شدند كه نظر شان دربارهى دهقانان درست بوده است.
٣- بهسرعت صنعتى شدن: مائو با تقليد از الگوى صنعتى شدن پرشتاب استالين، همهچيز را متمركز و سهميهى توليد بيش از حد سنگيين را وضع كرد. روسها صدها تن از متخصصين فنى خود را براى صنعتى كردن چين طبق شيوههاى شوروى به آنجا فرستادند.