رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٨ - پس از نيكسون و واترگيت
افزايش داد. روسها سعى در رقابت با آمريكا داشتند، اما اقتصاد آنها تحت فشار بود. ريگان تعداد موشكهاى هستهاى را با طرح" جنگ ستارگان" باز هم بيشتر كرد. جنگ ستارگان با عنوان رسمى ابتكار دفاع استراتژيك، عبارت از يك سيستم متشكل از ماهوارههاى خنثىكننده در فضا بود. وقتى روسها با احتمال ورشكستگى رو به روشدند، ميخاييل گورباچف رهبر جديد شوروى با ملاقات و گفتگو با ريگان موافقت كرد. گفتگوى آنها از حد انتظار نيز فراتر رفت و هر دوى آنها با برچيده شدن كل برنامههاى موشكى توافق كردند. ناگهان روسها و آمريكايىها موضع خود را در جنگ سرد رها كرده و به دو دوست صميمى تبديل شدند. جورج بوش جانشين ريگان پايان جنگ سرد را اعلام كرد و نظم نوين جهانى آغاز شد.
در سال ١٩٤٥ ديگر استالين به اندازهاى قدرتمند شده بود كه متفقين غربى تنها نظارهگر مردان وى بودند كه كشورهاى اروپاى مركزى و شرقى را مىگرفتند، حكومتهاى قبل از جنگ آنها را سرنگون مىكردند و بهجاى آن دولتها ى كمونيستى تشكيل مىدادند. استالين مطمئن بود كه اين دولتها فرمان بردار مسكو خواهند شد. او حاكم مطلق بلوك كمونيستى بود و از آن لذت مىبرد.
تنها دو عامل موقعيت استالين را به مخاطره مىانداختند:
١- مارشال تيتو.
٢- بمب اتم آمريكا: ترومن رييسجمهور آمريكا در كنفرانس پوتسدام در مورد بمب اتم آمريكا به استالين هشدار داده بود (او ديگر اضافه نكرده بود كه" پس حواست جمع باشد كار خطايى نكنى"، ولى در حقيقت منظورش همين بود). البته از نظر استالين هيچ جاى نگرانى نبود، چون هواداران كمونيست او در آمريكا و بريتانيا سرگرم رد كردن اسناد محرمانهى بمب اتم به روسها بودند.