شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٦ - واكنش يهوديان و مسيحيان در مقابل بشارتهاى موجود در كتاب مقدس
فاران درخشان گرديد»[١] و «نبىاى از ميان تو»[٢] و وعده [خدا] در مورد اسماعيل [مبنى بر اين] كه امّتى عظيم از او پديد آورم.[٣] اين استدلالها به قدرى بازگو شده كه صورت زنندهاى پيدا كرده است. اين كافى نيست كه بگوييم آنها همگى ضعيف هستند، اما بايد گفت كه استدلال به اين آيات، خندهآور و به غايت بيهوده است.
زيرا اينها امورى نيستند كه ذهن كسى را آشفته كنند. تودههاى بىسواد و خود آن مرتدان كه ديگران را با اين عبارات فريب مىدهند، به آنها معتقد نيستند، يا اين كه براى سرگرمى، آنها را چنين نمايش مىدهند. هدف آنان از مطرح كردن اين آيات، خودشيرينى نزد غير اهل كتاب است تا وانمود كنند كه به وجود اشاراتى به قرآن و محمّد در تورات معتقدند. ولى خود مسلمانان به استدلالهاى اين افراد ايمان ندارند. آنان اين امور را نمىپذيرند و به آنها اشاره نمىكنند؛ زيرا مغالطه آنها روشن است.
وى در ادامه مىنويسد:
از آن جا كه مسلمانان نمىتوانند حتى يك شاهد يا اشارهاى يا حتى تلميحى به پيامبر خويش در سراسر عهد عتيق پيدا كنند كه به كارشان بيايد، مجبور شدهاند ما را متهم كنند و بگويند: «شما متن تورات را تغيير داده و هر اثرى از نام محمّد را از آن زدودهايد». آنان نمىتوانند چيزى قوىتر از اين استدلال زشت كه نادرستى آن به آسانى بر ما و همه جويندگان حقيقت آشكار است، پيدا كنند. اولًا كتاب مقدّس صدها سال پيش از ظهور محمّد، به زبانهاى سريانى، يونانى، فارسى و لاتينى ترجمه شده است. ثانياً شرق و غرب در مورد متن كتاب مقدّس، سنّت واحدى دارند كه در نتيجه آن هيچ تفاوتى، حتى در اعراب گذارى آن، مطلقاً يافت نمىشود؛ زيرا سراسر كتاب صحيح است. همچنين هيچ تفاوتى كه بر معنا تأثير بگذارد، در آن وجود ندارد. پس انگيزه آنان براى چنين اتهامى فقدان هر اشارهاى به محمّد در تورات است.[٤]
[١]. تثنيه: باب ٢، آيه ٣٣.
[٢]. تثنيه: باب ١٥، آيه ١٨.
[٣]. پيدايش: باب ٢٠، آيه ١٧.
[٤]. يهود، مسيحيت و اسلام: ج ٣ ص ٢٨٥- ٢٨٦( به نقل از ابن ميمون در رساله به يمن).