شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥١ - ١٠/ ١ تأييد كتابهاى آسمانى
پيامبر، سَروَر همه جهانيان از آغاز تا انجامِ آن است، و به وسيله سَروَر اوصيا و جانشين فرستاده پروردگار جهانيان، و جدا كننده حق از باطلِ اين امّت و درِ شهر حكمت، و وصىّ فرستاده پروردگار رحمت، پشتيبانى مىشود. «و مفروشيد آيات مرا» كه در باره نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله و امامت على عليه السلام و پاكانِ از خاندان او، نازل شده است، «به بهايى اندك»، به اين معنا كه نبوّت محمّدِ پيامبر و امامت على عليه السلام و خاندان آن دو را انكار كنيد و در عوض آن، به متاع ناچيزى از دنيا، دست يابيد؛ زيرا اين متاع، اگر چه بسيار باشد، رو به نابودى و از دست رفتن و تباه گشتن است.
خداوند عز و جل سپس مىفرمايد: «و تنها از من بترسيد»، در اين كه حقيقت مربوط به نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله و وصىّ او را كتمان مىكنيد؛ چرا كه اگر از خدا مىترسيديد، در نبوّت پيامبر و وصيّت وصى [اش]، خدشه وارد نمىساختيد؛ بلكه حجّتهاى خدا بر شما، تمام و دلايل و براهين او، برايتان آشكار است، به طورى كه راه عذر و بهانهها را بر شما بسته، و تحريفات شما را خُنثا كرده است. اين يهوديان مدينه، نبوّت محمّد صلى الله عليه و آله را انكار كردند و به او خيانت ورزيدند و گفتند: ما مىدانيم كه محمّد، پيامبر است و على، وصى و جانشين اوست؛ امّا نه تو آن محمّد هستى و نه اين- به على، اشاره مىكردند- آن [على].
پس خداوند متعال، جامههاى تن و كفشهاى پاى آنها را به زبان آورد و هر يك از آنها به پوشندهاش مىگفت: دروغ مىگويى- اى دشمن خدا-؛ بلكه آن محمّدِ پيامبر، همين محمّد است، و آن على كه وصىّ اوست، همين على است. اگر خدا به ما اجازه مىداد، بر شما سخت فشار مىآورديم و زخمىتان مىكرديم و شما را مىكشتيم.
پس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند عز و جل به آنها مهلت مىدهد؛ چون مىداند كه از پشتِ آنها، نسلهايى پاك و مؤمن، به وجود خواهند آمد، و اگر آن نسلها جدا مىشدند، قطعاً خداوند، اينان (كافران) را به عذابى دردناك، عذاب مىكرد. تنها آن كس شتاب مىكند كه بيم از دست دادن دارد».