شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٢ - پيشينه تاريخى
مدّعيان مخلوق بودن قرآن نام مىبرند. طالوت زنديق نيز نخستين كسى شمرده شده كه در باب خلق قرآن، كتاب نوشت.[١]
مسئله حدوث و قدم قرآن، زمينهساز وقوع نزاع شديد و ديرپايى ميان فرق اسلامى شد كه در كتب تاريخ به «مِحْنَة القرآن» مشهور است. گرايش مأمون عباسى به ديدگاه حدوث قرآن و اعلام آن در سال ٢١٢ قمرى، سبب تقويت معتزليان شد و از اين طريق، مخالفان سنّتى آنان- كه به اهل حديث معروف بودند- زير فشار سنگين سياسى و دينى قرار گرفتند.[٢] معتزليان توانستند مأمون را قانع كنند كه عقيده به قدم قرآن، همانند اعتقاد مسيحيان در باره حضرت مسيح عليه السلام است.[٣] مأمون، ابتدا با بحث و مناظره به ترويج باورهاى معتزله پرداخت؛ اما از آن جا كه اهل حديث بر عقيده خود پافشارى مىكردند، آرام آرام، قوّه قهريه گام به عرصه نهاد و فشارها و آزارها بر منكران خلق قرآن افزايش يافت. مأمون، سپس در سال ٢١٨ قمرى در دستورالعملى تمامى مردم را به پذيرش حدوث قرآن وادار كرد. او ابتدا نامهاى به اسحاق بن ابراهيم، والى بغداد نوشت و پس از تبيين آياتى كه بر حدوث قرآن دلالت دارد، عزل تمامى قضات معتقد به قدم قرآن را خواستار شد و از اسحاق بن ابراهيم خواست تا قضات را از ميان معتقدان به حدوث قرآن برگزيند و شهادت معتقدان به قدم قرآن را نيز نپذيرد. دستورالعمل مأمون با مخالفت گروهى از بزرگان سياسى و فرهنگى و ادارى رو به رو شد؛ ولى احضار آنان به دربار و مشاهده خشم خليفه، به مخالفت آنان پايان داد. با اين همه، احمد بن حنبل و بشر بن وليد و تنى چند از بزرگان بغداد به مخالفت با خواستههاى مأمون برخاستند.
[١]. سرح العيون: ص ٢٩٣.
[٢]. تاريخ تمدّن اسلامى: ج ٣ ص ١٥٦.
[٣]. بحوث فى الملل و النحل: ج ٣ ص ٤٤٨. نيز، ر. ك: محاضرات فى الهيات: ص ١٢٤.