یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - مسائل کلی در اخلاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٦٨
تحریک علیه نفس و خود است مثل اخلاق صوفیانه.
٢١. در [١] اخلاق دینی به یک سلسله معانی و مفاهیم جدیدی بر میخوریم که در غیر اخلاق دینی نیست. بعضی از این مفاهیم مورد تحقیر است مثل زهد، قناعت، رضا، تسلیم و توکل و غیره، و بعضی حتماً معانی عالیهای است که در غیر دین پیدا نمیشود از قبیل اخلاص، قصد قربت، نیت. بلکه مفاهیم نوع اول هم از این قبیل میباشند. به هر حال جهان بینی دینی همان طوری که جهانِ انسانی وسیعی به وجود میآورد، مفاهیم و احساسات و عواطف عالیهای خلق میکند.
٢٢. اصطلاحی است که فرنگیها به وجود آوردهاند و میگویند:
فعل طبیعی و فعل اخلاقی [٢]. این اصطلاح خاص آنهاست. در میان ما اصطلاح دیگری [است:] شهوانی، غضبی، وهمی، عقلی. فعل اخلاقی صد درصد در مقابل فعل طبیعی نیست. اما فعل اخلاقی یعنی فعلی که جز احساس تکلیف احساس دیگری همراهش نباشد و به قول کانت فعل مطلق است و بلاشرط است [٣]. بلاشرط مطلق ممکن نیست، بلکه بلاشرط از وصول منفعت یا دفع مضرت از خود ممکن است اما بلاشرط از حصول لذت یا دفع الم ممکن نیست. لهذا اخلاق نیز نوعی طبیعت و استعداد طبیعی است، ولی اینچنین استعداد طبیعی که لذت ببرد از خیر رساندن و متألم باشد از شر رساندن و بلکه از شر رسیدن به غیر. رجوع شود به نمره ٢٣ و ٢٤.
[١] [بر روی این بند در نسخه اصل دستنویس یک خط طولی کشیده شده است. علت خط خوردگی به احتمال زیاد مورد استفاده قرار گرفتن این مطلب در جای دیگر بوده است. نظر به اینکه به حذف این قسمت از طرف استاد یقین نداشتیم، با بیان این توضیح به درج آن مبادرت ورزیدیم.][٢]. باید ببینیم فعل در چه شرایطی عنوان اخلاقی و در چه شرایطی عنوان طبیعی پیدامی کند.[٣]. فعل اخلاقی را دو نوع میتوان تعریف کرد: آن که ناشی از محبت غیر باشد (نقض میشود به محبت مادری و ملی)، دیگر مطلق بودن.