یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - تئوری فطرت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٥٥
لمس و حس باشد و یا از راه غایت شناسی آنچنان که علامه طباطبایی در ذیل آیه فطرت در تفسیر المیزان از این راه رفتهاند.
مسلّماً چیزی از نوع زیست شناسی نیست، ولی محتملًا از نوع روان شناسی ولو یک نوع خاص از روان شناسی است آنچنان که احیاناً روان شناسان درباره امور فطری بحث میکنند و یا از نوع روانکاوی است که روانکاوان دربارهاش بحث کردهاند و یا از نوع جامعه شناسی است که اتفاقاً جامعه شناسان هم دربارهاش بحث کردهاند. به هرحال از نوع زیست شناسی نیست و دلیلی ندارد که همه مسائل انسان در حوزه زیست شناسی بحث شود (رجوع شود به کتاب انسان شناسی فلسفی).
٥. از نظری، بحث فطرت همان بحث شخصیت است که در روان شناسی بحث میشود. انسان، نوعی منش دارد که ملاک شخصیت انسانی اوست. آیا انسان با شخصیت بالفعل انسانی به دنیا میآید چه از نظر ادراکات و چه از نظر تمایلات، یا انسان صرفاً ماده خام و نوار خالی ضبط و ظرف خالی است، و یا انسان اصول و ارکان شخصیت را که کادر اصلی شخصیت انسانی اوست بالقوه در نهاد خود نهفته دارد و آنها تدریجاً رشد میکنند و جوانه میزنند و همه اینها ناشی از بعد خاص روحی اوست و ربطی هم به ارگانیسم او ندارد.
البته شخصیت، مخصوص انسان است، یعنی انسانیت انسان که در هر فردی ضمن امور مشترک، تفاوتهایی وراثتی یا اکتسابی در فروع و امور داخل کادر شخصیت اصلی هست.
آنان که منکر فطرتند، منکر شخصیت فطری هستند و انسان را یک ماده خام محض بیش نمیدانند و فرق او را با حیوان در این میدانند که حیوان حتی ماده خام هم برای شکلهای انسانی نیست.
برای تتمه این بحث رجوع شود به کتاب دینامیسم اجتماع دکتر ترابی و به درسهای فطرت در قم، آنجا که مطالب این کتاب نقل و نقد شده و به کتاب دکتر سیاسی درباره شخصیت از نظر روان شناسی.