یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠ - اخلاق - نظریه پرستش
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٢٠
کارهای انسان پرستشانه است، یا لااقل معتقدند که کارهایی که به عنوان پرستش- ولو برای بت و ستاره و خورشید- میکند واقعاً پرستش خداست، یعنی ناآگاهانه پرستش خداوند است و خود نمیداند. ولی لااقل در مورد کارهای مقدس اخلاقی برتر از مادیات انسان، این قاعده صادق است؛ یعنی همان حس تقدیس و تعالی و پرستش انسان است که به این صورت تجلی میکند، به این معنی که یک سلسله کارها اسلامِ فطری است، انسان بالفطره میفهمد مورد رضای معبود است، بالفطره معبود را میشناسد و بالفطره رضای او را میشناسد، و حقیقت حسن و قبح عقلی که باید حسن و قبح قلبی نامیده شود همین است، قلب به غریزه و با نوعی شامّه رضای او را درک میکند، از باب اینکه این افعال، بالذات برتر از خودخواهی و خودپرستی است.
ویل دورانت، لذات فلسفه، بحث دین، ص ٤٣٤ از کنفوسیوس نقل میکند:
حقیقت یعنی قانون الهی ... معنی حقیقت، واقعیت بخشیدن به هستی خودمان است و قانون اخلاقی قانون هستی ماست.
حقیقت آن امری است که موجودات دیگر غیر از ما به آن موجود هستند ... این حقیقت مطلق، فناناپذیر است و فناناپذیری، جاویدانی است و جاویدانی، موجود بنفسه بودن است و موجود بنفسه لایتناهی است ... برتر از همه است و داناست ولی دانستنی نیست ... چون لایتناهی و جاویدان است سراسر هستی پر از اوست.
ص ٤٣٥ از زبان سبدها:
نه دین چیزی است بیشتر از اخلاق. اخلاق بدون دین مانند آتشی است از دور که گرمی نمیبخشد. دین نه عقیده است و نه