یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٣٦
بودن و عزیز بودن زن، گذشته از اینکه محرک عشق و تغزّل و خالق زیبایی و موجد شعر و هنر و موسیقی و غیره است، مرد را در میدان مردانگی به رقابت میکشاند و مرد را تکمیل میکند.
علیهذا این نکته بسیار مهم است که زنان با خودداری ظریفانه خود نه تنها الهام بخش مردان بودهاند (که: بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود- این همه قول و غزل تعبیه در منقارش) بلکه نیروبخش مردان و مردکننده مردان بودهاند [١]. امروز به نام مساوات زن و مرد، زن به حالت ابتذال درخواهد آمد و دیگر نه مقام عالی الهام بخشی شعر و هنر و موسیقی و نه خالقیت زیبایی و نه نیروبخشی و تکمیل کنندگی و مردکنندگی مرد را در صحنه زندگی دارا خواهد بود.
زن در گذشته بهطور غیر مستقیم در اجتماع مؤثر بوده است، مرد به دست زن و اجتماع به دست مرد ساخته شده است
زن در گذشته مستقیماً وارد صحنه نبرد زندگی نبوده است، اما زن است که باید نسبت به مردان بگوید: من کلنل را کلنل کردهام. زن خالق عشق است و عشق خالق مرد و مرد خالق و سازنده اجتماع. از این رو عشق، خود یک عامل بزرگ سازنده اجتماع بوده است.
مرد در بسیاری از هنرها و شجاعتها و ابتکارها هدفش رضایت و جلب نظر زن بوده است
زنان نه تنها مولّد و زاینده مردان بزرگ بودهاند، الهام بخش و نیرودهنده و مکمّل آنها نیز بودهاند. زنان از پشت جبهههای جنگ به مردان مردانگی میبخشیدهاند. ما در بسیاری از اشعار حماسی عربی و فارسی میبینیم که دلیران در گفتههای خود زنان خود را مخاطب قرار داده و گویی از این عمل خود رضایت آنان را میخواستهاند.
ص ١٣٤:
بقای عشق زوجین بعد از خاموشی غریزه
نقشههایی که پدر و مادر با هم طرح میکنند و میآزمایند و پیروزیهایی که به آن نائل میآیند و مصائبی که گرفتار آن میگردند به منزله ملاطی است که دو روح را به هم میپیوندد تا آنجا که حتی به آمیزش دو شخصیت منتهی میگردد و حتی
[١]. ر. ک: ورقه نقش تاریخی زن.