یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٥ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٣٤
ترغیب عفت و پاکدامنی از طرف کلیسا که او را به علت دور از دسترس بودن جذابیت بخشید، مایه نضج غزل عاشقانه گردید [١].
ترغیب عفت از طرف کلیسا موجب نضج غزل عاشقانه گردید
حتی لارشفوکو، نویسنده نیش زن میگوید: چنین عشقی (عشق لطیف شاعرانه) برای روح مانند جان برای بدن است [٢] ...
عشق شاعرانه جنبه معنوی دارد و میل جسمانی به رقّت روحی تبدیل میشود
نیچه میگوید: «در عشق راستین، این روح است که بدن را فرا میگیرد.» این استحاله میل جسمانی را به عشق معنوی چگونه توجیه کنیم؟ چه موجب میشود که این گرسنگی حیوانی چنان صفا و لطف بپذیرد که اضطراب جسمانی به رقّت روحی بدل شود؟
عشق بر خلاف غریزه جنسی که مابه الاشتراک انسان و حیوان است از مختصات انسان است
یکی از مابه التفاوتهای انسان و حیوان این است که انسان حیوانِ عاشق است، انسان به محبت خود با قدرت تخیل و یا با قدرتی عظیمتر از تخیل حالتی میدهد ماوراء میل جسمانی.
ص ١٣٠:
آیا علت عشق شاعرانه ممنوعیت غریزه جنسی است؟
آیا رشد تمدن است که به علت تأخیر انداختن ازدواج موجب میشود تا امیال جسمانی برآورده نشود و به درون نگری و تخیل سوق داده شود و محبوب را در لباس رنگارنگی از تخیلات امیال نابرآورده جلوهگر سازد؟ آنچه بجوییم و نیابیم عزیز و گرانبها میگردد [٣]. زیبایی به قدرت میل بستگی دارد و میل با اقناع و ارضاء، ضعیف و با منع و جلوگیری قوی میگردد [٤].
[١]. رجوع شود به ص ٤٢٣ و ٤٤٩.[٢]. به قول شیخ بهایی:
شیخ بهایی عشق را ستایش میکند
کل من لم یعشق الوجه الحسن | قرّب الجُلّ الیه و الرسن | |
یعنی آن کس را که نبود عشق یار | بهر او پالان و افساری بیار | |
سینه خالی ز مهر گل رخان | کهنه انبانی بود پر استخوان | |