یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - انقلاب حقیقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٨
بلکه ضمیمه شدن انقلاب فرهنگی بدون انقلاب وجدانی نیز به جایی نمیرسد، زیرا بشر ابزار و اجزاء ماشین نیست که بتوان تنها با نیروی علم، افراد را به یکدیگر متصل کرد. پیوندها و روابط اجتماعی را جز عواطف مخصوص که از ناحیه دین تقویت شود تشکیل نمیدهد.
تنها مغز نمیتواند جامعه بشریت را اداره کند تا پای قلب به میان نیاید، کما اینکه عاطفه تنها بدون عقل و بدون قدرت و حس دفاع نمیتواند کار مهمی انجام دهد. پس سه چیز باید به هم توأم شود:
قدرت و تحرک دفاعی، و فرهنگ وسیع، و وجدان سالم و بیدار و آگاه. هرچند ما نام همه آنهایی که گفته شد، انقلاب گذاشتیم ولی میتوان گفت انقلاب مفهوم مضیق تری دارد. همه آنها تحول هست ولی انقلاب نیست. انقلاب یک نوع عصیان و تمرد است علیه وضع حاکم و مسلط موجود. بنابراین شورش فکری علیه افکار و عقاید موجود و انقلاب وجدانی علیه رسوم جائرانه موجود نیز انقلاب است. مثلًا سقراط یک مرد انقلابی بود اما تنها در جنبه فکری و جنبه اخلاقی نه در جنبه اجتماعی [١]. در هر فرد در هر حال باید روحیه عصیان و تمرد و انقلاب بوده باشد. آنچه در قرآن به عنوان «کفر به طاغوت» ذکر شده همین است [٢].
ایضاً رجوع شود به ورقههای توبه آنجا که گفتیم توبه نوعی انقلاب و عصیان و تمرد است.
رجوع شود به ورقههای دین، زندگی، تمدن.
انقلاب، گاهی انقلاب ... [٣]
[١]. رجوع شود به ورقههای حرکتها و جنبشهای جدید دینی.[٢]. رجوع شود به دفتر ٩٣ شماره ٦٩، عنوان «تسلیم و انقیاد یا عصیان و تمرد» و به ورقههای بعثت رسول اکرم و به ورقه علم یقینی و تکذیبها و انکارهای بیجاو به گفتار رادیویی تحت عنوان «انکارهای بیجا» و همچنین به ورقههای شک نمره ٧ و ٨.[٣] [در نسخه اصل دستنویس، مطلب ناتمام است.]