یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٥٨
شود و آیا دزدی که با چراغ آید کالای گزیدهتر برنمی دارد، جوابی نمیدهد. تردد میان این دو مسئله همچنان باقی میماند که آیا هوشیاری را باید اجتماعی کرد و یا پایهای دیگر برای اخلاق جست؟
ممکن است گفته شود که معیار اخلاق آن است که در آن «باید و نباید» باشد، همچنان که خود ما در ورقههای اخلاق چیست و ورقههای دیگر گفتهایم. ولی باید دانست که بدون شک تفاوت علوم عملی و از آن جمله اخلاق با علوم نظری در همین است که در این علوم بحث از باید و نباید است و فکر اخلاقی از مقوله باید است، اما سخن در اخلاق به عنوان یکی از علوم عملی در متعلَّقِ باید است و دیگر در «چرا باید» است، یعنی آنچه از نظر اخلاق «باید» که مادر همه بایدهاست چیست؟ آیا باید محبت ورزید؟ آیا باید عقل را بر نفس تحکم کرد؟ آیا باید تسلیم وجدان و الهامات وجدانی بود؟ آیا باید زیبایی معنوی داشت؟ آیا باید هوشیارانه دنبال منافع رفت؟
اینجاست که معیار اصلی تغییر میکند. حتی [در] نظریه اول که ما گفتیم فرق اخلاق که علمِ «باید» است با روان شناسی که علمِ «هست» است از بین میرود، باز تا اندازهای توجه به این است که باید محبت ورزید. پس باید و نباید، معیار اخلاق و مبین مکتب خاص اخلاقی نیست.
اگر گفته شود: باید و نباید در همه رفتارهای انسانی هست، در افعال طبیعی هم هست، در مورد علوم نظری که به مرحله تکنیک و عمل در میآید نیز هست (که چون چنین است، مثلًا آهن با فلان حجم تاب فلان مقدار فشار دارد، پس باید چنان کرد). پس باید و نباید اختصاص به اخلاق و سایر علوم عملی به اصطلاح قدما ندارد.
جواب این است که مقصود از باید و نباید در اخلاق و سیاست مدن و تدبیر منزل از نظر قدما باید و نبایدی است که انسان به عنوان مقام عالی عقلی یا وجدانی برای خود به عنوان مقام دانی نفسانی