یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٠٨
- و مخصوصاً جز با محبت [١]- سازگار نیست. حالا اگر کسی عاشق انسانیت باشد و در این میدان سر از پا نشناسد، آیا چنین فردی از انسانیت ساقط شده است؟
کمال اجتماعی آزادی را (نه آگاهی را) محدود میکند
بهطور کلی کمال انسانیت، اعم از کمال فرد یا کمال جامعه، میتواند مانع و سلب کننده آزادی باشد. اگر بنا باشد آزادی و آگاهی مقدمه و وسیلهای است برای کمال، بدیهی است که غایت میتواند وسیله را محدود کند. عشق به حقیقت به حکم اینکه انسان را سریعتر به حقیقت میرساند مانعی ندارد که آگاهی و آزادی را از انسان عاشق سلب کند، همچنان که آنجا که آگاهی و آزادی، کافی برای رسیدن جامعه به کمال نیست، از وسیله ضد آزادی میتوان برای رساندن جامعه به مرحلهای که بتواند از آزادی استفاده کند، استفاده کرد.
بردگی
بردگی در اسلام از این قبیل است. اسلام از طرفی نهایت کوشش را برای آزادی بردگان دارد و از طرف دیگر بردگی را نسخ نکرد، چرا؟ این خود معمایی است. حل این معما فقط با توجه به فلسفه آزادی روشن میشود.
ارزش آزادی و انتخاب
آزادی برای انسان از آن جهت ارزش دارد (البته به عقیده ما نه به عقیده دیگران) که انسان به کمال لایق خود جز از این راه نائل نمیشود و ما این مطلب را در ورقههای آزادی عقیده و غیره توضیح دادهایم.
قیمومت اجتماعی
لهذا معتقدیم اگر بشر راه و هدف خود را با آزادی انتخاب کند هرچند صدی پنجاه و بلکه نود و نود و پنج اشتباه کند، ترجیح دارد بر اینکه دیکتاتور- ولو دیکتاتور صالح- صد درصد مصلحت او را و سرنوشت او را برای او انتخاب کند. ولی اگر انسان به مرحلهای باشد که از آزادی خود صد درصد ضرر میبرد، اینجاست که به مصلح اجازه داده میشود که تا مرحله رشد انتخاب و استفاده از
[١]. برخی به همین دلیل میان عشق و محبت تفکیک کرده و عشق را محکوم ساختهاند. رک: کویرصفحه ...