یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - فطرت - هویت نوعی انسان و ملاک تخاطب او
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٦٦
انسان غول شد و کتاب دینامیسم اجتماع دکتر ترابی.
ایضاً رجوع شود به ورقههای یادداشت مفهوم تکامل در تاریخ، جلسه دوم شیراز، شماره ٢٤.
ایضاً ورقههای تکامل اجتماعی و معنوی، ظرفیت بینهایت انسان، منقول از کتاب ذره بیانتها.
فطرت - هویت نوعی انسان و ملاک تخاطب او
در کتاب مقدمهای بر جهان بینی اسلامی بحث ایدئولوژی، این مسئله را طرح کردیم که ایدئولوژی دوگونه است (و یا درباره ایدئولوژی دو نظریه است): یکی ایدئولوژی عام و نوعی برای انسان که قائل به اخلاق عام، مذهب عام، هنر عام، فلسفه عام است؛ دیگر ایدئولوژی گروهی به معنی قومی یا نژادی یا طبقاتی. و گفتیم که ایدئولوژی اسلام ایدئولوژی عام است، از آن رو که اسلام قائل به فطرت نوعی انسان است.
در ورقههای اخلاق مارکسیستی گفتیم که تئوری فلسفی مارکسیسم درباره معنویات اعم از علم، فلسفه، اخلاق، مذهب، هنر این است که همه اینها روبنا هستند و استقلال ندارند و تابع تحولات اقتصادی هستند، لهذا هم تابع و هم متغیر و غیرجاودانهاند و هم طبقاتی و غیرعام. ولی از نظر اسلام، معنویات هم استقلال دارند، هم جاودانهاند، هم عام و انسانی.
از نظر اسلام انسان با نوعیت خود، با بعد فطری خود هویت و تعین و صلاحیت تخاطب و صلاحیت حرکت و جنبش و اجابت دعوت [پیدا میکند،] ولی از نظر مارکسیسم انسانِ نوعی یک شیء انتزاعی است؛ انسان در موضع طبقاتی شعور، وجدان، صلاحیت حرکت، جنبش، دعوت پیدا میکند.
لهذا در کتاب مارکس و مارکسیسم فصل دوم پس از توضیحی درباره بشرگرایی فویرباخ و استفاده مارکس از او و گذشتن مارکس