یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - یادداشت بحث فطرت در مدرسه نیکان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٧٣
١٥. فرضیه تضاد میان برخی استعدادهای فطری و سعادت انسانی- ورقههای تربیت و فطرت، ص ٨٢
١٦. مسئله تضاد میان تکامل فرد و تکامل اجتماع- همان ورقهها، ص ٨٣
١٧. ر. ک: نمره ٢٢، یک امر میان همه مکتبها مسلّم است و آن اصل تمایز میان انسان و حیوان است، نه صرفاً تمایزی در جهت زیست شناسی که انسان از نظر زیستی و جهازات تکامل یافتهتر است به معنی اینکه دستگاههایش گستردهتر و کارآتر است (ر. ک:
ورقههای مفهوم تکامل در تاریخ راجع به تعاریف تکامل)، بلکه در امری نه جهازی بلکه امری معنوی که از آن به «انسانیت» تعبیر میشود، به عبارت دیگر در آنچه امروز «ارزشهای انسانی» نامیده میشود [١]. برای انسان معانیی از قبیل حقیقت، خیر، زیبایی، پرستش و تقدیس و آنچه به اینها مربوط است از قبیل حلم، جود، ایثار، فداکاری، سپاسگزاری از محسن و امثال اینها [ارزش دارد.] به عبارت دیگر در آنچه ابوذر را از معاویه و لومومبا را از چومبه متمایز میسازد.
حالا باید دید اینها که اموری مادی مربوط به جهازات نیستند (یعنی اموری که مستقیماً خصلت و خاصیت یک عضو و یا یک نقطه و مرکز باشد که بهطور جبری پیدا شده باشد، چیزی نظیر عمل معده، کبد، مغز، قلب باشد که خود به خود و جبری صورت میگیرد و تازه گذشته از جنبه جبری و بیاختیاری، عملی است در ردیف سایر عملیات جهازات بدن [و] ملاک فضیلت و برتری نمیتواند باشد) از کجا پیدا شدهاند؟ در اینجا پنج نظر اساسی میتوان بیان کرد:
الف. اینها خصلتهای فطری جنبه ملکوتی انسان است. انسانیت
[١]. با توجه به اینکه امری مسلّم است که انسان از بدو پیدایش، در جنبه زیستی تکامل نیافته و در این جنبهها تکامل یافته است، پس اولًا این خود دلیل بر جنبه غیرزیستی است و ثانیاً لااقل تکاملش غیرزیستی است. اساساً آنچه امروز به نام سقوط انسانیت مطرح است یعنی چه؟