یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥ - یادداشت بحث فطرت در مدرسه نیکان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٧٥
بالفعل.
١٩. در ورقههای تربیت و فطرت صفحه ٨٦ گفتهایم که فطرت و سرشت انسانی مبتنی [١] بر قبول این چند اصل است:
الف. انسان محصور به یک سلسله عوامل متضاد علوی و سفلی [است.]
ب. در انسان میلهای لانهایی غیرقانع و ضد قناعت موجود است که هرچه بیشتر برسد و بداند و بتواند و خیر برساند و بیافرید و احساس کند باز هم میخواهد بالاتر برود (تکامل بینهایت).
ج. در انسان در میان نیروهای متضاد، نیروی عقل برای تشخیص داده [شده] است.
د. و نیروی اراده برای انتخاب داده شده است.
٢٠. اصول تربیتی غرب بر اصالت جامعه و در نتیجه بر قالب ساختن و شکل ساختن از نظر آموزش و پرورش و تحمیل بر انسان [بنا شده است] و طرحهای تربیتی غرب در غیاب انسان تهیه میشود و گفتیم که اسلام با جمله فطرة اللَّه التی فطر الناس علیها متواضعانه خود را به انسان تطبیق میدهد (اسلام خود را به انسان تطبیق میدهد).
فطرت یا فطرتها، بُعد یا بُعدها
٢١. یک نکته اساسی این است که «فطرتها» در واقع نداریم، «فطرت» داریم، زیرا روح الهی انسان بسیط است نه مرکب. چنین نیست که در روح انسان بذری از حقیقت و بذری از خیر و بذری از کمال جویی و بذری از زیبایی جویی و سایر ارزشهای انسانی سرشته شده باشد. عبارت «ابعاد» غلط است. همان واقعیت دینی یعنی خداجویی و بر صراط حق و حقیقت بودن، همه فضایل و ارزشهای انسانی را در عین بساطت دربر دارد.
٢٢. اشتباهی که در مورد اخلاق دینی شده این است که خیال کردهاند اخلاق دینی یعنی اخلاق مبتنی بر ترس از خدا. این است که
[١]. مبتنی نیست بلکه اینچنین هست، به واسطه اینکه در نمره ١٠ گفتیم که انسان مرکب است از اضداد، در عین نوعی آزادی [از] اضداد.