یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١ - فطرت و توحید، فطرت عقل و فطرت عشق یا جاذبه عمومی معنوی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٩١
تربیت شده بودیم و بر تقلید پدران باقی ماندیم (بقاء بر تقلید پدران)، زیرا این عادتها در برابر چراغی روشن و نیرویی فعال و معترض و منتقد و کاوشگر و ناراضی قرار دارد و باید به او پاسخ کافی و منطقی داده شود (رجوع شود به تفسیر المیزان جلد ٨، تفسیر این آیه و تفسیرهای دیگر).
فطرت و توحید، فطرت عقل و فطرت عشق یا جاذبه عمومی معنوی
١. فطرت به معنی خلقت است، فطر السموات یعنی خلق السموات؛ زکات فطرت زکات بدن و خلقت است.
فطرت بر دو قسم است: فطرت عقل و فطرت عشق [١]. فطرت عقل عبارت است از ادراکات فطری اوّلی حضوری یا حصولی به بیانی که در فلسفه هست. در نهج البلاغه «فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاءه لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یثیروا لهم دفائن العقول و یحتجوا علیهم بالتبلیغ» ناظر به همین است، ایضاً: و اذ اخذ ربّک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربّکم قالوا بلی [٢]، ایضاً: انا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبال ...
عشق یا نیروی جاذبه معنوی
فطرت عشق [٣] عبارت است از یک جاذبه معنوی بین مبدأ اعلی و کمال مطلق و بین هر ذی حیات و بلکه هر موجودی. همان طوری که یک نیروی مجهول الکنه اجسام را به یکدیگر میپیوندد، یک نیروی مرموز جاذبه معنوی نیز موجودات را به حق میپیوندد. همان
[١]. فطرت یعنی طبیعت. امور فطری در مقابل امور اکتسابی است، خواه مربوط به تمایلات و احساسات باشد و خواه مربوط به دستگاه فکر و عقل باشد. انسان در هر دو قسمت، هم دارای امور فطری است و هم امور اکتسابی.[٢]. از بیان آقای طباطبایی در ذیل این آیه (المیزان ج ٨، ص ٣٢٠ ...) برمیآید که ایشان به فطرت عقل تفسیر کردهاند.[٣]. رجوع شود به ورقههای توحید و عشق و ورقههای دین و عشق.