یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣١٦
باشد، همه برای همه باشند، فرد برای خود نباشد.
پس به این بیان در اخلاق مارکسیستی نیز اخلاق آن است که در آن منفعت طلبی در کار نباشد. اما منفعت طلبی لازمه مالکیت فردی است نه لازمه طبیعت انسانی، پس انسان با نفی مالکیت به نفی منفعت طلبی میرسد نه با حفظ مالکیت. با حفظ مالکیت و طبقاتی بودن، غیر منفعتی بودن محال است [١].
در کتاب مارکس و مارکسیسم ص ٢٦ پس از توضیح نظریه فویرباخ که خدا انسان را نیافریده، انسان خدا را آفریده و بعد آفریده خود را بر خود حاکم کرده، مانند یک بت مقدسی او را میپرستد و فدایش میشود و در قبال او از خود تهی و بیگانه میشود و به این گونه انسان مذهبی فاقد شخصیت جلوه میکند، میگوید:
نظریه فویرباخ زمینه یک بشرگرایی نوین را برای مارکس فراهم ساخت. مارکس گفت: چه کسی جز فویرباخ انسان را و نه اهمیت انسان را جایگزین چیزهای پوچ و قدیمی کرد ...
مکتب خداناگرایی نوین (بر عکس مکتب مادی قدیم) [٢] مقام انسان را در حد خدایی بالا میبرد. فلسفه جدید انسان را موضوع یکتا، عمومی و عالی خود میسازد. تنها خدای انسان خود انسان است ...
ص ٣٠:
استفاده از نظریات فویرباخ به همین جا محدود نمیشد و نمیتوانست هم محدود شود. بشرگرایی واقعی آنان نمیتوانست به یک نمایش صرفاً مرامی از انسان و جهان
[١]. رجوع شود به صفحات ٣٠٤ و ٣٠٥، ایضاً رجوع شود به ورقههای موعود اسلام، ایضاً رجوع شود به همین ورقهها، صفحه ٣١٩.[٢] [عبارت داخل پرانتز از استاد شهید است.]