یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٩٤
عادات اخلاقی با آگاهی و با ابتکار و حرّیت و اراده است و در حقیقت با اساس انسانیت است که قوّت و حرّیت اراده از مهمترین مسائل اخلاقی است و هرچه اراده را ضعیف میکند بد است و چون عادات اراده را ضعیف میکنند به نحوی که انسان نمیتواند علیه مأنوسات روحی و جسمی خود قیام کند، پس عادت بد است.
تربیت خوب بهم زدن عادت و تقویت اراده است
لهذا کانت و روسو میگویند: تربیت فن بهم زدن عادت (و تقویت اراده) است نه فن تشکیل عادت.
عادت، فرماندهی نابینا، و اراده باید تابع فرماندهی بینا یعنی عقل باشد
[کانت] میگوید: عادت فرمانروایی است نابینا و نباید اراده را مقهور چنین فرمانروای کور کرد، اراده باید تابع فرمان عقل و علم باشد و بس و فقط محکوم و تابع ایندو باشد. روسو گفته: به امیل هیچ چیز را نباید عادت داد مگر اینکه به هیچ چیز عادت نکند. شاید نظر سقراط در باب تربیت که اساس را علم و معرفت میداند لیس الّا، راجع به همین نظر باشد. اگزیستانسیالیسم و همه مکتبهای اومانیستی که روی آگاهی و آزادی و ابتکار تکیه میکنند قهراً ضد عادت به شمار میروند.
ولی این نظر از چند جهت مخدوش است:
الف. این ایرادها در مورد همه عادات، جاری نیست مانند عاداتِ به اصطلاح فعلی از قبیل نوشتن و زیبا راه رفتن و امثال اینها و همچنین برخی عادات نفسانی مانند ملکه شجاعت و ملکه جود یا سخا و ملکه عفت، چون حداکثر اثر این ملکهها این است که صرفاً مهارت ایجاد میکنند و عمل را آسان میکنند نه اینکه ترک عمل دشوار میگردد و انسان در شجاعت و سخا و عفت و تقوا مانند یک تریاکی میشود که ترکش مشکل میشود [١]. این ایرادها مورداً اختصاص دارد به عادات انفعالی و دیگر عادات و رسوم اجتماعی و بالاخره به مأنوسات. در مورد همه عادات نمیتوان گفت که ایجاد
[١]. مگر اینکه گفته شود در این موارد حقیقتاً عادت پیدا نمیشود، بلکه فقط اراده است که نیرو میگیرد، پس اینها از موضوع خارج است. ولی این نظریه محل تأمل است، چون سخن در ملکات راسخه حاصل از تکرار است و مقصود ما از عادت جز این نیست.