یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٥٥
٨ آمده که امثال راسل آن را تأیید کردهاند، یعنی انسان حیوانی است منفعت جو و فردی. چیزی که هست در نظریه مادی از نیروی هوشیاری میخواهد برای تطبیق منافع خود با مصالح جمع استفاده کند و در نظریه دینی از اعتقاد مذهبی مبتنی بر ترس و طمع آن جهانی. حداکثر تفاوت این است که ممکن است صاحب این نظریه به غریزه دینی و فطری قائل باشد و انسان را دو غریزهای بداند، یکی مادی و فردی محض و دیگر الهی محض، و ممکن است به غریزهای الهی نیز قائل نباشد و دین را فقط به عنوان عاملی برای ترس یا طمع آن جهانی مؤثر بداند.
علیهذا اینجا دو نظریه دیگر درباره فعل اخلاقی در مقابل فعل طبیعی پیدا میشود که طبعاً شمارههای دهم و یازدهم خواهد شد به این ترتیب، پس:
١٠. فعل اخلاقی یعنی فعلی دینی و مذهبی که در آن خیر عموم در نظر گرفته شده باشد و انسان به خاطر ترس از عقاب خدا و یا به امید پاداش اخروی آن را انجام میدهد.
١١. فعل اخلاقی فعلی است که در آن نفع غیر در نظر گرفته شده باشد و ناشی از احساسات خداپرستانه و کسب رضای الهی باشد.
بنا بر نظریه دهم اخلاق از مقوله ترس و طمع و ایمان و هوشیاری است، یعنی ترکیبی است از همه اینها. ماهیت اخلاق بنا بر این نظریه با نظریه مادی (نظریه ٧) که امثال راسل از آن دفاع میکنند یکی است، و بنا بر نظریه یازدهم اخلاق از مقوله پرستش است.
از آنچه در بالا گفته شد، معلوم شد که آنچه امثال ویل دورانت در لذات فلسفه صفحات ١٠١- ١٠٣ فرض کردهاند- که اخلاق فلسفی و علمی و طبیعی غیر از اخلاق دینی است، اخلاق دینی را منحصر به اخلاقی کردهاند که مبتنی بر ترس و طمع آن جهان باشد- صحیح نیست. اخلاق ناشی از احساسات عالی خداپرستانه نیز نوعی از اخلاق است که در عین دینی بودن، علمی و فلسفی و طبیعی هم هست.