یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - اخلاق چیست؟ ( رابطه جهان بینی و اخلاق )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٧٣
است که چگونه باشد. مثلًا اگر درباره موجی بودن نور فرضیه می دهد، میخواهد بگوید دلایلی داریم که اینجور هست و کاری ندارد که بهتر هست چگونه باشد و آرزو دارم یا داشتم که چگونه بود.
اما یک معلم اخلاق طرح میدهد که چگونه خوب است باشد.
اینجاست که اخلاق با آرزو و ایده و هدف سروکار پیدا میکند.
دلایل فرضیه نوعی است و دلایل طرح نوعی دیگر است
برای اثبات و تأیید فرضیه باید دنبال نوعی دلایل رفت و برای اثبات و تأیید طرح دنبال نوعی دلایل دیگر. دلایل فرضیه همه مربوط است به قرائن و اماراتی که وضع موجود را حکایت میکنند، صد درصد مربوط است به واقعیتهای موجود. ولی دلایل اثبات و تأیید یک طرح علاوه بر اینکه باید متکی به واقعیات و شرایط موجود باشد، یک عنصر دیگر نیز باید در نظر گرفته شود و آن اینکه هدفی باید در نظر گرفته شود و با توجه به آن هدف و با مقیاس به آن هدف و برای ایجاد مقدمه و وسیله برای رسیدن به آن هدف است که میتوان بایدها و نبایدها را روشن کرد. پس شرایط موجود علوم نظری برای طرح اخلاقی کافی نیست، آرمان و ایده نیز ضرورت دارد. فیلسوف نظری صرفاً حکایتگر است و یک فیلسوف اخلاقی مبتکر و طراح است. بدیهی است که در طرح یک ساختمان که آن هم مانند اخلاق است باید هدف اصلی و سایر هدفهای ضمیمه را معیار قرار داد. با توجه به واقعیات موجود میتوان گفت که مثلًا در این زمین و این مساحت و این شرایط و برای اینکه خانهای مسکونی داشته باشیم بهترین طرح ساختمان این است.
آنچه هست به منزله ماده طرح و آنچه باید، به منزله صورت طرح است
از اینجا معلوم میشود که اگر از دو رکن واقعیات موجود و هدفهای آرزویی، هرکدام را از دست بدهیم اخلاق واقعی نخواهیم داشت. اگر صرفاً متکی به خواستهها و آرزوها و ایده آلها باشیم، یک انسان ایده آل و جامعه ایده آل ولی خیالی فرض میکنیم که هیچ گونه ارزش ندارد، و اگر صرفاً متکی به واقعیتهای موجود و آنچه هست باشیم و ایده و هدفی نداشته باشیم و نخواسته باشیم از آنچه هست چیزی بهتر بسازیم و نخواهیم آنچه که هست را ماده قرار دهیم و از