یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧ - اصول و مبانی اخلاق اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢٨٦
است که انسان جوهر ذات خود را به منزله گوهری عالی و تابلویی فوق العاده نفیس بیابد و همه رذایل اخلاقی به منزله نقصها و شکستها بر این شیء نفیس جلوه کند. این به معنی بازیافتن شخصیت عالی انسانی خود است. به عبارت دیگر دو خود است: خود ملکوتی، خود مُلکی. اما مسئله خودی و خودپرستی که اخلاق دستور میدهد ترک خودی را، عبارت است از اینکه انسان باید به دیگران مهر بورزد و محبت داشته باشد و دیگران را مثل خود دوست داشته باشد. لازمه کرامت نفس، خود پرستی و خودخواهی نیست. کرامت نفس نه تنها با غیر خواهی سازگار است، بلکه نفس کریم ابا دارد که همهاش درباره شخص خود فکر کند.
٣. اینکه میگوییم اصول و مبانی اخلاق اسلامی، این سؤال را پیش میآورد که اولًا آیا اخلاق منقسم به اسلامی و غیر اسلامی تا تقسیمات دیگری از این قبیل میشود، یا اخلاق نظیر طب و ریاضیات است و از این نظر تقسیمی ندارد مگر از لحاظ تاریخ و فعالیتهایی که مسلمین یا غیر مسلمین در این زمینه کردهاند، مثل آنکه گفته میشود طب اسلامی، فلسفه اسلامی؟ جواب چنانکه گفته شد مثبت است.
ثانیاً اصول و مبانی یعنی چه؟ جواب این است که هر تقسیم اخلاقی متکی به اصولی است که مسائل اخلاقی از آن متفرع میشود.
همچنان که در ورقههای کرامت نفس گفتیم در اسلام زشتی دروغ و غیبت و زنا و نفاق و ... همه از کرامت نفس استنتاج میشود.
٤. تربیت با اخلاق فرق دارد. در تربیت جنبه تقدس وجود ندارد. تربیت حیوانات تربیت است ولی اخلاق نیست، کما اینکه تربیت جانی و آدمخوار نیز تربیت است ولی اخلاق گفته نمیشود. در اخلاق جنبه تقدس و سازگاری با اجتماع و انطباق دادن فرد خود را با اجتماع منظور است.
آیا اخلاق به صرف اینکه انسان از لحاظ محبت و علاقه از خودی خارج شود و غیر خود را دوست داشته باشد و برای او حتی