یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - یادداشت بحث فطرت در مدرسه نیکان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٧٤
انسان و برتری او به این است که جرقهای و شعلهای و پرتوی است از روح الهی (و نفخت فیه من روحی)، اینها تعالی طلبی آن روح الهی است و قهراً ثابت است.
ب. همه اینها مولود شرایط جبری تولیدی است و قهراً متغیر و نسبی است (مارکسیسم) و در حقیقت مولود کار انسان است. انسان حیوانی است که کار میکند و چون کار میکند ...
ج. اینها مولود روح جامعه است. جامعه از خود روح و شخصیت دارد. بهطور کلی دین و بلکه هر معنی مقدس و متعالی در بشر مولود روح جامعه است (نظریه دورکهیم). رجوع شود به مجله نگین، شماره اول، تیرماه ٥٥، مقاله دکتر انورخامهای، ایضاً کتب جامعه شناسی.
د. اینکه بهطور کلی اینها یک سلسله ارزشها به معنی بایدها هستند و انسان اینها را میآفریند [١] نه اینکه اینها را کشف میکند (نظریه اگزیستانسیالیسته). ر. ک: کتاب جدال با مدعی قسمت اول.
همه ارزشها اموری آفریدنی هستند، ناشی از خلاقیت انساناند. ابعاد اصیل انسان عبارت است از آزادی، شناخت، خلاقیت؛ اینها همه مولود خلاقیت و آفرینندگی انسانند.
ه. اینها نتیجه واپس زدگی میلهای جنسی است (نظریه فروید).
١٨. در ورقه اصالت انسان یا اومانیسم در غرب- سقوط انسانیت از کارل نقل کردهایم که «انسان هم مرمر است و هم مرمرتراش» یعنی هم انسان است و هم انسانیت ساز، و گفتهایم که تنها در انسان است که میان انسان با انسانیت تفکیک میشود ولی جماد و نبات و حیوان چنین نیستند، در آنها فرقی میان سنگ و سنگی، طلا و طلایی، نیلوفر و نیلوفری، پلنگ و پلنگی نیست، ولی میان انسان و انسانیت تفکیک میشود، و این بدان جهت است که انسان حقیقت بالقوه است نه
[١] [از نظر اینها] امتیاز انسان به این است که میتواند ارزش بیافریند. طبیعت به انسان اراده و آزادی داده و لازمه اینها ارزش آفرینی است.