یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤ - اخلاق، وجدان - نظریه کانت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١١٤
که لازمه سخن افلاطون این است که هر حقیقت علمی را ما امری اخلاقی بدانیم.
اخلاق، وجدان - نظریه کانت
١. چنان که میدانیم کانت در نقد عقل نظری از نظر مسائل مبدأ و معاد به شک میرسد و آنها را کافی نمیداند ولی در عقل عملی به وجدان میرسد و همان را علاوه بر این که اساس مکتب اخلاقی خود قرار میدهد، برای اثبات مبدأ و معاد و اختیار و آزادی کافی میداند.
تاریخ فلسفه ویل دورانت، صفحه ٢٣٢:
دین و ایمان باید ماورای قلمرو عقل باشد، ولی اصول اخلاقی دین باید مطلق بوده باشد، پابسته مسائل قابل اعتراض حس و تجربه نباشد ... باید از نفس باطن (کذا) به وسیله شهود و درک مستقیم یا علم حضوری حاصل گردد. باید یک اخلاق عام و ضروری پیدا کنیم، یعنی باید برای اخلاق یک اصول قبلی پیدا کرد که مانند اصول ریاضی مطلق باشد ... آن امر اخلاقی که میخواهیم مذهب را بر آن استوار کنیم، باید یک امر مطلق غیرمشروط باشد.
شگفت آورترین تمام تجربیات ما احساس اخلاقی است، احساسی که در برابر هر عملی نمیتواند از حکم به نیکی یا بدی آن خودداری کند. ما میتوانیم تسلیم شویم ولی احساس اخلاقی (جبراً) [١] تسلیم نمیشود ... آنچه تلخی پشیمانی را بار میآورد چیست؟ این همان امر صریح مطلقی است که در اندرون ماست. این فرمان میگوید: «چنان عمل کن که گویی دستور عمل تو به فرمان اراده، یک قانون کلی در طبیعت
[١] [عبارت داخل پرانتز ظاهراً از استاد شهید است.]