یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٦ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٥٦
ثانیاً وظیفه دین واقعی پرورش احساسات و تعدیل تمایلات است. علیهذا میتوانیم بگوییم که اخلاق دینی در عرض سایر اخلاقها نیست، بلکه در طول آنهاست. مذهب، یگانه عامل پرورش آن عواملی است که برای اخلاق فرض شد، یعنی محبت، زیبایی، عقل، هوشیاری، وجدان اخلاقی.
اساساً سرسلسله معنویات، خداشناسی است. با اعتقاد به خداست که همه چیز معنی پیدا میکند: محبت، زیبایی عقلی، نفس مجرد، وجدان و غیره. با نبودن این اعتقاد، همه اینها معنی خود را از دست میدهند [١]. این است معنی آنچه گفتهایم که دین پشتوانه اخلاق است.
ویل دورانت و دیگران اخلاق دینی را نقطه مقابل سایر اخلاقها قرار دادهاند. در مقدمه لذات فلسفه میگوید:
علم، مبانی فوق طبیعی اخلاقیات را از ما گرفته است و گویی همه جهان در اصالت فردیتی درهم و برهم که نشانه قطعه قطعه شدن نامنظم خوی و منش است گم گشته است. ما باز در برابر مسئلهای هستیم که سقراط را به خود مشغول داشته بود:
چگونه میتوانیم اخلاق طبیعی به دست آوریم که جایگزین ضمانتهای اجرایی مافوق طبیعی که دیگر نفوذی در رفتار انسان ندارد بشود.
در صفحه ١٠٢ میگوید:
اصول اخلاق کهن یونانیان بر پایه ناپایدار دین و ضمانت آن بنا شده بود و توان گفت پا در هوا بود. پس از معلوم شدن ضعف و
[١]. خلاصه: رابطه دین و اخلاق این نیست که دین خود یک مکتب خاص اخلاقی است، بلکه این است که ضامن اجرای همه اخلاقهاست و تنها ضامن اجرا هم هست.