یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٧ - عشق و زندگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٤٢٦
به یک فرد، به یک مرام یا به یک غایت نهفته باشد، و عشق نیز اگر منظور از آن فقط وصال محبوب باشد کمالی در شخصیت ما به وجود نخواهد آورد و کاملًا شبیه کاری است که برای پول انجام میدهیم.
هدف عشق باید بالاتر از وصال و تمتع باشد، باید وحدت و یگانگی باشد (ر. ک:
پاورقی صفحه ٤١٨) برای وصول به این کمال باید وجود محبوب را چون وجود خود بدانیم و احساسات و نیات او را از آنِ خود بشماریم. به عبارت دیگر شخصیت عاشق و معشوق بدون آنکه خود توجه داشته باشند بهطور غریزی بسط مییابد و شخصیت هر فرد، فرد دیگر را در بر میگیرد [١].
ص ٦٤:
راسل اعتراف میکند که کسانی که تمام قیود اخلاقی را کنار گذاشتهاند از عشق حقیقی بی بهرهاند
کسانی هم که افکار کهنه را پشت سر گذاشتهاند در معرض خطر دیگری در مورد عشق به مفهوم عمیقی که ما برای آن قائلیم قرار گرفتهاند. اگر مردی هیچ گونه رادع اخلاقی در برابر خود نبیند یکباره تسلیم تمایلات جنسی شده و عشق را از کلیه احساسات جدی و عواطف عمیق جدا ساخته و حتی آن را با کینه همراه میسازد.
تناقص در گفته راسل از نظر طرفداری از آزادی و از اصول اخلاقی
راسل صریحاً اعتراف میکند که عشق غیر از حدّت و شور و هیجان شدید تمایل جنسی است، و هم اعتراف دارد که اگر رادع اخلاقی در کار نباشد، عشق به مفهوم حقیقی آن پرورش نمییابد و جای آن را شهوت و حرارت جسمانی میگیرد. اما راسل نمیگوید
[١]. حداکثر مقام عشق از نظر غربیها همین است که یک درجه آن را از غریزه جنسی و جنبه شهوانی (نه حیوانی) بالاتر بردهاند؛ یعنی وحدت دو روح این مقدار در حیوانات نیز هست، وحدت دو روح معاشر و گذشت و فداکاری و زندگی و مرگ برای یکدیگر در آنها نیز هست. ولی عشق شرقی خودش موضوعیت دارد قطع نظر از وصال و قطع نظر از وحدت عملی دو روح، حتی ضرورتی ندارد که از جانب معشوق التفاتی باشد.