یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٤٧
ضرر، و یا لذت و یا دفع الم باشد، ولی فعل اخلاقی آن است که به خاطر زیبایی خود فعل و خود عمل صورت گرفته باشد، به عبارت دیگر انگیزه و محرک عمل، حسن ذاتی فعل و انگیزه ترک عمل دیگر قبح ذاتی فعل باشد. مثلًا راست بگوید و دروغ نگوید به خاطر اینکه راستی عقلًا و وجداناً خوب و عقلًا و وجداناً زیباست، و دروغ عقلًا و وجداناً بد و زشت و نازیباست.
این نظریه چنان که میدانیم بر اصل حسن و قبح ذاتی افعال مبتنی است. طبق این نظریه [١]، ملاک اخلاقی بودن زیبایی است ولی زیبایی فعل از آن جهت که فعل است و طبعاً زیبایی معنوی است نه جسمی، عقلی است نه حسی، و منشأ فعل نوعی احساسات عالیه زیبایی دوستی در انسان است. بنا بر این مسلک، اخلاق از مقوله زیبایی است ولی زیبایی رفتار. بنابراین صداقت، امانت، صبر، استقامت، علوّ همت، شجاعت، عفت و امثال اینها ذاتاً کارهای زیباست و مستحسن است و جاذبه و کشش دارد، و به حکم اینکه میان طالب و مطلوب سنخیت است، یک روح زیبا طالب زیبایی است. زیباطلبی علامت و نشانه زیباصفتی بلکه زیباذاتی است.
نظریه تعادل، حد وسط، زیبایی
٦. فعل اخلاقی آن است که نتیجه تعادل و توازن و هماهنگی و زیبایی و تناسب جزء با کل قوا و استعدادهای روحی باشد. در انسان قوا و استعدادهای مختلفی وجود دارد. هریک از اینها بنا بر اصل غائیت برای هدفی به وجود آمدهاند و مجموع اینها که شخصیت انسانی را تشکیل میدهد هدفی واحد و مشخص دارند که کمال انسان و تحقق یافتن انسان کامل است. تعادل قوا به این حاصل میشود که هریک از قوا حظّ و بهره خود را در حد استحقاق، نه در حد افراط و نه در حد تفریط، استیفا کنند. معیار حد وسط که دو طرفش افراط و تفریط است، شناختن غایت هر قوه و استعداد از یک
[١]. این نظریه از آن جهت که به عقل عملی مربوط میشود و عقل عملی تکلیف اعتبار میکند، تا اندازهای به نظریه کانت بازگشت میکند با این تفاوت که کانت خیال میکند این تکالیف فطری است به معنی اینکه عقل هیچ دخالتی در اعتبار ندارد.