یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - اخلاق - معیار فعل طبیعی و فعل اخلاقی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ١٤٦
عقل، همچنان که حواس ابزار شهوت و غضباند، و از نظر عالیتر حواس و شهوت و غضب ابزار طبیعت مادی انسانند و عقل و اراده ابزار طبیعت فوق مادی [١].
٤. نظریه چهارم نظریه مسئولیت است. فعل اخلاقی آن است که از احساس وجدانی یک تکلیف و یک مسئولیت ناشی شود. نظریه افرادی است که به الهامات وجدانی اخلاقی معتقدند. کانت معتقد است که وجدان انسان، اخلاق را به صورت تکلیف الهام میکند و اخلاق، پذیرفتن و اطاعت بلاشرط فرمان وجدان است. بنا بر این نظر مبدأ و غایت، هر دو، تکلیف وجدانی است. در این نظر، سخن از یک میل و اراده و یا عقل به عنوان مبدأ و سخن از افراد دیگر به عنوان غایت در کار نیست. اخلاق مقدماتی ندارد جز همان تکالیف فطری، و غایتی هم جز اطاعت همان اوامر ندارد. اگر [فعلی] غایتی غیر اطاعت وجدان بیابد، دیگر اخلاقی نیست. پس شرط اخلاقی بودن و معیار آن، اطاعت بلاشرط وجدان است.
بنا بر این نظر فعل اخلاقی از نوع اطاعت و انضباط است اما اطاعت از وجدان، و اخلاقی بودن یعنی مطیع بلاشرط وجدان بودن، و دستور اخلاقی یعنی دستور الهامی وجدان.
ایراد بر کانت مبنی بر اینکه تکلیف امر اعتباری است- و همچنان که در مقاله ششم اصول فلسفه آمده است هر امر اعتباری همواره برای وصول به غایتی است- قابل جواب است به اینکه در تکالیف ساخته شده ذهن انسان چنین است، اما تکالیف فطری چنین نیست. در تکالیف فطری، طبیعت هدفی از تکوین آنها دارد ولی در شعور انسان هدف طبیعت منعکس نیست. از این رو هر غایت و هدفی در شعور انسان پدید آید بر ضد دستور الهامی اخلاقی است.
٥. اینکه فعل طبیعی آن است که انگیزهاش جلب نفع و یا دفع
[١]. این نظریه قطعاً بر مزدوج بودن شخصیت انسان مبتنی است و بر اصالت عقل و اینکه عقل صرفاً ابزاری برای طبیعت نیست، بلکه جوهر انسان است و سعادت واقعی انسان کمال عاقله اوست.