یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٩ - اخلاق مارکسیستی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٣١٨
انسان دوستی باشد، از نظر مارکسیسم که برای انسان انگیزهای اصیل غیر از منفعت جویی [قائل] نیست بیمعنی است، یک مفهوم انتزاعی و ایده آلیستی است، در حقیقت نوعی منفعت جویی است که به کمال منتهی میشود و نه کمال جویی که به کمال منتهی شود. همانطور که تنازع بقای داروینی حیوانی، در حیوانات ماقبل انسان عمل اخلاقی نبود در عین اینکه منتهی به کمال شده است، مبارزه مارکسیستی نیز به هیچ وجه اخلاقی نیست ولو پیش برنده جامعه باشد. از نظر از خودبیگانگی نیز حداکثر بازگشت به خویش این است که فرض شود عوامل مزبور انسان را از خودش و منافع خودش بیگانه کرده و انسان به منافع خود و نفی عوامل نابود کننده منافعش باز میگردد [١] باز هم اخلاق مارکسیستی از حدود منفعت جویی بالاتر نمیرود، انسانی نیست. ما ثابت کردهایم احقاق حقوقِ خود آنگاه مقدس است که حق بما هو حق مقدس باشد ولی صرف استیفاء منافع، یک عمل حیوانی بیش نیست.
اشکال دوم این است که جایی برای اخلاق فردی از قبیل راستی، امانت، فداکاری، ایثار، متقابلًا مذمومیت اخلاقی از قبیل مداحی، چاپلوسی، حتی ظلم و دروغ باقی نمیماند.
اشکال سوم تناقضی است که میان جبر تاریخی و آزادی که لازمه اخلاق [است] وجود دارد. البته این تناقض از نظر ما حل شدنی است ولی مارکسیسم نتوانسته و نمیتواند حل کند. حتی اینکه میگوید آزادی از آگاهی به ضرورت تاریخی حاصل میشود و میگوید انسان گاهی بر خلاف مسیر جبری تاریخ و گاهی بر وفق آن حرکت میکند [این تناقض را حل نمیکند.]
٥. در ورقههای موعود اسلام بحث جالبی شده درباره «ما» و «من» و راه تبدیل من به ما، و در صفحه ٣١٦ این ورقهها نیز از جنبه
[١]. بعداً خواهیم گفت که از نظر مارکسیسم انسان بالذات منفعت جو نیست، به واسطه مالکیت منفعت جو شده؛ با اشتراکیت، انسان دوست و انسان پرست میشود و این اخلاق است.