یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١ - اخلاق - مقدمه ای بر فلسفه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١١، ص: ٢١١
مورد آرزوست- رسم میکند. اگر بین این دو نوع سلوک جدایی و تمایزی گذاشته نشود، توصیف عواطف و محرکات اعمال انسانی با وصف «اخلاقی» هیچ معنایی نخواهد داشت.
فعل و اراده اخلاقی و فعل و اراده طبیعی
امروز هم همان گونه که در روزگارهای پیش گفته میشده، بعضی میگویند فرق واقعی میان فعل و اراده اخلاقی با فعل و اراده طبیعی وجود ندارد. ما اگر به این گفتار هم روی موافق نشان دهیم، هیچ استثنایی نسبت به قاعدهای که ذکر کردیم قائل نشدهایم، چه اگر فعل و عمل طبیعی را مقابل عملی انجام دهیم که سبب اباحه آن عرف اجتماع یا هر مصدر اخلاقی دیگر باشد باز در این تقابل، تمیزی که قبلًا بیان کردیم وجود دارد، منتها عبارت به صورت دیگری بیان شده است [١].
از این قرار، نخستین مسئلهای که علمای اخلاق مواجه با آن؟!
هستند بحث در تقابل میان افعال غیرمنطبق بر قانونی است که انگیخته محرکات طبیعی هستند با افعال و طرز سلوکی که تابع قوانین خاص یا دستورات و اندرزهایی میباشند. علم اخلاق پاسخ این گونه مسائل را در نتایج تحقیقات علمای روان شناسی در مباحث مربوط به «روان شناسی ملل» جستجو میکند. در نخستین مرحله، احکامی که به عنوان معیار و محک رفتار اخلاقی صادر میشده به شکل افکار و تصورات دینی و انجام پارهای عبادات مخصوص یا به صورت آداب و سنن و تقالید متعارف در اجتماع بوده و این قواعد و آداب به اندازه عمر اجتماعات سابقه و قدمت دارند. بنابراین از آغاز پیدایش تمدن بشر دو عامل دین و عادات عرفی بر رفتار
[١]. رمز این مطلب که «فرق است بین اخلاق چنانکه هست و اخلاق چنانکه باید» را در گفتههای ما راجع به اینکه تکوّن روح یک مرحله از تکوّن بدن متأخر است به اضافه اینکه مکوّن روح طبیعت اولیه نیست، محیط و تربیت است و در طبیعتْ تکوین روح به عهده اجتماع و تربیت گذاشته شده است، باید جستجو کرد. رجوع شود به آنجا.